۵۰ روز تا شکست ترامپ؛ فرصت را نسوزانیم
به گزارش گزارشِ هنر، جنگ تنها در میدان نظامی تعیینتکلیف نمیشود؛ گاهی یک بشکه نفت، یک محموله سوخت و حتی یک نوسان چنددلاری در بازار انرژی میتواند برای یک دولت به اندازه یک شکست یا پیروزی در میدان...
به گزارش گزارشِ هنر، جنگ تنها در میدان نظامی تعیینتکلیف نمیشود؛ گاهی یک بشکه نفت، یک محموله سوخت و حتی یک نوسان چنددلاری در بازار انرژی میتواند برای یک دولت به اندازه یک شکست یا پیروزی در میدان اهمیت داشته باشد. در شرایطی که آمریکا درگیر جنگ با ایران است و تحولات منطقه، بهویژه در یمن و مسیرهای حیاتی انتقال انرژی، بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده، نفت به یکی از مهمترین اهرمهای فشار علیه واشنگتن تبدیل شده است؛ اهرمی که اگر درست مدیریت شود، میتواند هزینه ادامه جنگ را برای دولت دونالد ترامپ افزایش دهد.
نفت؛ اهرم فشار علیه ترامپ
طی روزهای اخیر و همزمان با تحولات میدانی در یمن و مجاهدتهای مردم و نیروهای یمنی، بازار انرژی وارد مرحلهای پرالتهاب شد و قیمت نفت روندی صعودی پیدا کرد و به ۱۱۰ دلار رسید. افزایش قیمت نفت تنها یک خبر اقتصادی برای واشنگتن نیست، چراکه در اقتصاد آمریکا، افزایش قیمت نفت بهسرعت خود را در قیمت بنزین، گازوئیل، سوخت جت، هزینه حملونقل و در نهایت قیمت کالاها و مواد غذایی نشان میدهد.
این مسئله بهویژه برای دولت ترامپ اهمیت دارد؛ چراکه افزایش قیمت انرژی مستقیم بر زندگی روزمره مردم آمریکا اثر میگذارد و میتواند نارضایتی عمومی را افزایش دهد. از سوی دیگر، وابستگی بخش قابل توجهی از صنعت حملونقل آمریکا به گازوئیل موجب میشود هر افزایش قیمت در این بخش، آثار زنجیرهای خود را در اقتصاد این کشور نشان دهد.
بازار انرژی و انتخابات آمریکا
اهمیت این مسئله زمانی بیشتر میشود که بدانیم دولت ترامپ در مقطعی حساس قرار دارد و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در پیش است. افزایش هزینه زندگی برای شهروندان آمریکایی، رشد قیمت سوخت و تشدید فشارهای تورمی میتواند مستقیم به یک هزینه سیاسی برای رئیسجمهور آمریکا و حزب جمهوریخواه تبدیل شود. به همین دلیل، آنچه در بازار نفت رخ میدهد، دیگر تنها یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه بخشی از معادله سیاسی و امنیتی واشنگتن است.
ترامپ نیز پیشتر نشان داده است که نسبت به تبعات افزایش قیمت انرژی حساسیت بالایی دارد. در چنین شرایطی، هر عاملی که قیمت نفت را بالا نگه دارد، فشار بیشتری بر دولت آمریکا وارد میکند و برعکس، هر نشانهای از کاهش تنش که بتواند بازار را آرام کند، بخشی از این فشار را از روی کاخ سفید برمیدارد.
درحال حاضر پرسش اساسی ما این نیست که چرا ایران باید از ابزار دیپلماسی استفاده کند؛ پرسش این است که چرا باید بدون دریافت امتیاز ملموس، ابزارهای فشار خود را خنثی کند؟
وقتی خبر مذاکره قیمت نفت را پایین میآورد
اتفاق قابل تأمل درست از همین نقطه آغاز میشود. در روزهایی که قیمت نفت در واکنش به تحولات منطقهای افزایش یافته و فشار اقتصادی بر آمریکا تشدید شده بود، خبرهایی درباره دیدار وزیر امور خارجه ایران با مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس، تماسهای منطقهای و تلاش برای کاهش تنش منتشر شد. بازار نیز بیدرنگ واکنش نشان داد و قیمت نفت چند دلار کاهش پیدا کرد.
این نخستین بار نیست که همزمانی میان افزایش فشار بر آمریکا و انتشار خبرهای دیپلماتیک مورد توجه قرار میگیرد؛ موضوعی که اکنون به یکی از پرسشهای جدی درباره نحوه مدیریت ظرفیتهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی ایران تبدیل شده است.
البته اصل گفتوگو با همسایگان، مذاکره، میانجیگری و فعال بودن دستگاه دیپلماسی نهتنها ایرادی ندارد، بلکه یکی از الزامات سیاست خارجی یک کشور مقتدر است. مسئله در جای دیگری قرار دارد: زمانشناسی دیپلماسی.
در سیاست خارجی، تنها محتوای مذاکره اهمیت ندارد؛ زمان اعلام خبر، شرایط بازار، موقعیت طرف مقابل و میزان فشاری که در آن مقطع بر دشمن وارد میشود نیز بخشی از محاسبه دیپلماتیک است.
دیپلماسی؛ ابزار قدرت یا کاهش فشار بر آمریکا؟
وقتی قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور میکند، قیمت گازوئیل در آمریکا از شش دلار در هر گالن فراتر میرود، بنزین در آستانه ثبت رکوردهای جدید قرار دارد و دولت آمریکا در آستانه انتخابات با نگرانی از افزایش هزینههای اقتصادی روبهرو است، ایران در موقعیتی قرار دارد که میتواند از این فشار برای افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده کند.
در چنین وضعیتی، کاهش چنددلاری قیمت نفت تنها یک اتفاق در تابلوی معاملات نیست؛ بلکه میتواند بخشی از فشاری را که بر واشنگتن ایجاد شده است، کاهش دهد.
از این منظر، عملکرد وزارت امور خارجه و بهویژه نحوه و زمان انتشار اخبار مربوط به مذاکرات و میانجیگریها نیازمند بررسی جدی است. اگر خبر یک نشست یا احتمال توافق پیش از آنکه ایران امتیازی دریافت کند، موجب آرام شدن بازار انرژی و کاهش هزینههای طرف مقابل شود، باید پرسید این دیپلماسی در خدمت کدام هدف قرار گرفته است؟
آیا قرار است قدرتی که در میدان و در اثر تحولات منطقهای ایجاد شده، به اهرمی برای گرفتن امتیاز تبدیل شود یا پیش از رسیدن به میز مذاکره، با یک سیگنال سیاسی تخفیف بخورد؟
چرا فشار بر ترامپ نباید کاهش پیدا کند؟
مسئله زمانی جدیتر میشود که برخی از این خبرها درست در مقطعی منتشر میشوند که فشار قیمت انرژی بر آمریکا افزایش یافته است. اگر قرار باشد نفت گران، تورم بیشتر و هزینه سوخت بالاتر، ترامپ را تحت فشار قرار دهد، منطقی نیست که ایران با شتاب در ارسال پیامهای کاهش تنش، بخشی از این فشار را از دوش دولت آمریکا بردارد؛ آن هم در شرایطی که هنوز دستاورد مشخصی در مقابل آن دریافت نشده است.
اینجاست که پرسش از عملکرد دستگاه دیپلماسی جدی میشود. آیا در شرایط جنگی، دیپلماسی باید تنها بهدنبال کاهش تنش باشد یا باید از هر ظرفیت موجود برای افزایش هزینه دشمن و گرفتن امتیاز استفاده کند؟ آیا منطقی است کشوری که از تحولات منطقهای و فشار بر بازار انرژی، یک اهرم مهم علیه آمریکا به دست آورده است، پیش از آنکه این اهرم را به امتیاز تبدیل کند، زمینه کاهش فشار را فراهم کند؟
زمان ضربه به ترامپ فرا رسیده است؟
محمدمهدی عباسی، کارشناس مسائل آمریکا در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: اتفاقی که در حال رخ دادن است، بهوضوح یک رویه غلط است؛ چراکه ایالات متحده آمریکا تنها در صورتی از جنگ با ایران عقبنشینی میکند که هزینه جنگ برای این کشور افزایش پیدا کند.
وی افزود: هزینه جنگ با ایران از طریق افزایش قیمت انرژی ایجاد میشود؛ چراکه افزایش قیمت انرژی بهتبع خود موجب افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و سوخت جت و افزایش قیمت مواد غذایی میشود؛ زیرا بخش قابل توجهی از صنعت حملونقل آمریکا به گازوئیل وابسته است. از این جهت، تنها راهی که میتوانیم با استفاده از آن ترامپ را زودتر از ادامه جنگ با ایران منصرف کنیم و جنگ را به پایان برسانیم، افزایش هزینهها در داخل آمریکا است.
کارشناس مسائل آمریکا گفت: سیاستی که در یک هفته اخیر دنبال شد، اکنون موجب شده است قیمت گازوئیل به گرانترین میزان در تاریخ آمریکا برسد و از شش دلار عبور کند. قیمت بنزین نیز ۱۷ سنت افزایش پیدا کرده و به ۴.۳۰ دلار رسیده است. نرخ بازده اوراق قرضه آمریکا که برای وزارت خزانهداری این کشور اهمیت زیادی دارد نیز در اوراق ۱۰ ساله و ۳۰ ساله، رکورد تاریخی ثبت کرده است.
وی ادامه داد: اوضاع ترامپ و حزب جمهوریخواه در نظرسنجیها بسیار نامناسب است و دموکراتها در بیشتر ایالتهای رقابتی از جمهوریخواهان جلو هستند. از این جهت، بسیار مهم است که این فشار ادامه پیدا کند.
عباسی تصریح کرد: اگر قیمت بنزین اندکی دیگر افزایش پیدا کند و از مرز پنج دلار عبور کند، به گرانترین بنزین تاریخ آمریکا تبدیل خواهد شد. قیمت گازوئیل نیز اکنون رکورد تاریخی خود را شکسته است و هرچه افزایش بیشتری پیدا کند، بهدلیل اهمیت گازوئیل در صنعت حملونقل، قیمت مواد غذایی نیز افزایش خواهد یافت.
وی خاطرنشان کرد: نرخ تورم آمریکا در ماه آگوست که منتشر شد، مقداری افزایش پیدا کرده است و این روند باید ادامه داشته باشد. افزایش تنشها میتواند قیمتها را بالاتر ببرد؛ اتفاقی که در یک هفته اخیر رخ داده است.
آیا پالس مذاکره به ترامپ فرصت تنفس میدهد؟
کارشناس مسائل آمریکا گفت: بهدلیل یک نگاه غلط، چنین روندی در حال تضعیف است. من چندان طرفدار این دیدگاه نیستم که بگوییم خیانتی در حال رخ دادن است، بلکه معتقدم یک اتفاق غلط در وزارت امور خارجه و بخشی از حاکمیت در حال رخ دادن است؛ به این معنا که این تصور وجود دارد که میتوان با آمریکا به توافق رسید و میتوان به تفاهم با ترامپ بازگشت.
وی افزود: اظهارنظرهایی از این جنس مطرح میشود و حتی با ذوق و شوق زیادی درباره آن صحبت میشود، اما تأثیری که در عمل میگذارد این است که چندین بار شاهد کاهش قیمت نفت بودهایم. هرچه قیمت نفت برنت کاهش پیدا کند، قیمت بنزین، گازوئیل و سایر مؤلفههای مهم انرژی در داخل آمریکا نیز کاهش پیدا خواهد کرد.
عباسی تأکید کرد: اگر هدف این است که هزینه جنگ برای آمریکا افزایش پیدا کند و ترامپ هرچه زودتر از ادامه جنگ با ایران منصرف شود، باید روند افزایش فشار اقتصادی و انرژی در داخل آمریکا تداوم پیدا کند و نباید با اقداماتی که موجب کاهش قیمت نفت میشود، این فشار را کاهش دهیم.
کارشناس مسائل آمریکا در ادامه گفت: برای ترامپ، بازه زمانی فعلی تا انتخابات بسیار مهم است. امروز زمان وارد کردن فشار و ضربه به ترامپ است، چراکه پس از برگزاری انتخابات، این فشارها برای او اهمیت بسیار کمتری خواهد داشت. ترامپ تلاش میکند اکثریت سنا و مجلس نمایندگان آمریکا را حفظ کند، اما پس از انتخابات، این اهرمهای فشار دیگر برای او به اندازه امروز تعیینکننده نخواهد بود.
وی افزود: اکنون زمان وارد کردن حداکثر فشار و ضربه به منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه است. اظهارنظرهایی از این دست میتواند این روند را متوقف و در نهایت یک جنگ طولانی را به ما تحمیل کند.
کارشناس مسائل آمریکا گفت: حتی اگر ترامپ بتواند یکی از دو مجلس کنگره را نیز حفظ کند، کاهش قیمتها میتواند به نفع او و حزب جمهوریخواه تمام شود؛ چراکه هرچه قیمتها کاهش پیدا کند، شانس ترامپ و حزب جمهوریخواه برای پیروزی در انتخابات افزایش پیدا خواهد کرد و هرچه قیمتها بالاتر برود، احتمال شکست آنها بیشتر خواهد شد.
۵۰ روز سرنوشتساز تا انتخابات آمریکا
وی تصریح کرد: اگر ترامپ بتواند یکی از دو مجلس را حفظ کند، دو سال پایانی دولت او برای ما بسیار سخت خواهد بود و دست ترامپ برای تشدید تنش بازتر خواهد شد.
عباسی خاطرنشان کرد: اظهارنظرهایی از این جنس و ورود میانجیها به کشور در این بازه حدود ۵۰ روزه، میتواند بهشدت آسیبزا باشد.
به گزارش ایمنا، آنچه اهمیت دارد، تفاوت میان دیپلماسی فعال و دیپلماسی هزینهزا است. مذاکره و گفتوگو زمانی میتواند به ابزار قدرت تبدیل شود که در خدمت افزایش قدرت چانهزنی ایران قرار گیرد، نه اینکه پیش از دریافت امتیاز، هزینههای طرف مقابل را کاهش دهد، اگر افزایش قیمت انرژی توانسته است فشار اقتصادی و سیاسی قابل توجهی بر دولت ترامپ ایجاد کند، نباید این اهرم بهسادگی از دست برود.
در نهایت، مسئله تنها کاهش چند دلار از قیمت نفت نیست؛ مسئله، از دست رفتن یک فرصت برای تبدیل فشار اقتصادی آمریکا به امتیاز سیاسی است.
در شرایطی که ترامپ با فشار قیمت سوخت، تورم و انتخابات کنگره روبهرو است، ایران باید بداند چه زمانی مذاکره کند و مهمتر از آن، چه زمانی خبر مذاکره را منتشر کند. دیپلماسی مقتدر، قدرت را پیش از آنکه به طرف مقابل تخفیف بدهد، به امتیاز تبدیل میکند، اگر قرار است فشار اقتصادی، ترامپ را پای میز امتیازدهی بیاورد، نباید پیش از گرفتن امتیاز، مسیر خروج او از این فشار هموار شود.
