همدلی؛ از یک مداد تا حال خوب یک کودک
اما برای بعضی خانوادهها، همین فهرست ساده میتواند به حسابوکتابی سخت و طولانی تبدیل شود. مادری که باید میان هزینه اجاره خانه، خوراک، درمان و مدرسه یکی را انتخاب کند، شاید نتواند همه آنچه را که...
اما برای بعضی خانوادهها، همین فهرست ساده میتواند به حسابوکتابی سخت و طولانی تبدیل شود. مادری که باید میان هزینه اجاره خانه، خوراک، درمان و مدرسه یکی را انتخاب کند، شاید نتواند همه آنچه را که فرزندش برای شروع سال تحصیلی میخواهد، فراهم آورد.
حالا تصور کنید همان کودک، روز اول مدرسه با یک کیف نو و چند دفتر و مداد وارد کلاس شود؛ وسایلی که از طرف فردی ناشناس، گروهی مردمی یا حتی یک سازمان به دستش رسیده باشد. شاید او هیچوقت نداند چه کسی هزینه این وسایل را پرداخته است، اما یک چیز را احساس میکند: کسی به فکر او بوده. گاهی معنای واقعی همدلی همینقدر ساده است.
در روزهایی که فشار اقتصادی، بخش زیادی از خانوادهها را درگیر کرده، کمک به تهیه لوازمالتحریر برای کودکان کمبرخوردار فقط تأمین چند قلم وسیله نیست. این کمک میتواند مانع از شکلگیری یک احساس تلخ در ذهن کودک شود؛ احساس این که چون خانوادهاش توان مالی کمتری دارد، او هم باید کمتر داشته باشد یا از همکلاسیهایش خجالت بکشد.
همدلی میتواند تقبل بخشی از هزینهها باشد؛ چون ممکن است کسی توان خرید یک بسته کامل را نداشته باشد، اما چند دفتر بخرد، دیگری چند مداد به آن اضافه کند و فرد دیگری هزینه یک کیف مدرسه را بپردازد. وقتی این کمکهای کوچک کنار هم قرار میگیرند، اتفاقی بزرگتر رخ میدهد؛ آدمهایی که شاید یکدیگر را نشناسند، برای زیباتر شدن رویاهای کودکانه دست به دست هم میدهند.
در کنار این مشارکتهای مردمی، مسئولیت اجتماعی سازمانها و شرکتها نیز میتواند نقش مهمی داشته باشد. سازمانها بخشی از همین جامعهاند و تصمیمها و امکاناتشان میتواند بر زندگی انسانها اثر بگذارد. حمایت از تحصیل کودکان کمبرخوردار، اختصاص بخشی از امکانات برای آموزش، کمک به اشتغال خانوادههای نیازمند یا حمایت از طرحهایی که به توانمندسازی افراد منجر میشود، تنها چند نمونه از مسئولیت اجتماعی است.
مسئولیت اجتماعی البته نباید به یک برنامه تبلیغاتی یا اقدامی مناسبتی محدود شود. اگر سازمانی در طول سال و بر اساس یک برنامه مشخص، بخشی از توان و امکانات خود را برای حل مسائل اجتماعی اختصاص دهد، اثر آن بسیار بیشتر از کمکهای مقطعی خواهد بود. مهمتر از آن، این اقدامات زمانی ارزشمندتر میشوند که به جای ایجاد وابستگی، به توانمند شدن افراد کمک کنند.
میان همدلی و ترحم هم فاصله زیادی وجود دارد. کودکی که یک بسته لوازمالتحریر دریافت میکند، نباید در جایگاه «کودک نیازمند» باقی بماند. هدف این است که او فرصت درس خواندن، رشد کردن و ساختن آینده خودش را داشته باشد. کمک خوب، کمکی است که عزت نفس آدمها را حفظ و اگر ممکن باشد، بخشی از مسیر مستقل شدن آنها را هموار کند.
شاید به همین دلیل است که نباید ارزش کارهای کوچک را دستکم گرفت. یک دفتر شاید فقط یک دفتر باشد، اما برای کودکی که نگران شروع سال تحصیلی است، میتواند بخشی از اضطرابش را کم کند. یک مداد شاید قیمت زیادی نداشته باشد، اما میتواند به او یادآوری کند هنوز آدمهایی هستند که آینده او برایشان مهم است.
جامعه با همین رفتارهای کوچک انسانی سرپا میماند؛ با مردمی که از کنار نیاز دیگری بیتفاوت عبور نمیکنند و سازمانهایی که خود را جدا از جامعه نمیدانند. شاید همدلی قرار نیست همیشه جهان را تغییر دهد؛ گاهی کافی است دنیای یک کودک را کمی بهتر کند. مسئولیت اجتماعی هم از همینجا معنا پیدا میکند: از این که هرکس، چه یک فرد و چه یک سازمان، سهم خود را برای بهتر شدن زندگی دیگران بپذیرد.
