زد ؛ نسلی اسیر شبکههای اجتماعی
مهتاب مظفری سوادکوهی نسل زد، نخستین نسلی است که کودکیاش را با اینترنت، تلفن همراه و شبکههای مختلف اجتماعی و مجازی آغاز کرده است. این نسل، جهان را نه از مسیر خانواده، جامعه و رسانههای رسمی، بلکه...
مهتاب مظفری سوادکوهی
نسل زد، نخستین نسلی است که کودکیاش را با اینترنت، تلفن همراه و شبکههای مختلف اجتماعی و مجازی آغاز کرده است. این نسل، جهان را نه از مسیر خانواده، جامعه و رسانههای رسمی، بلکه از دریچه یک جهان بیمرز تجربه میکند. برخی از پژوهشگران این گروه را «نسل دیجیتال» مینامند و معتقدند فناوری نوین برای آنها یک ابزار اضافه نیست؛ بلکه بخش مهمی از زندگیشان محسوب میشود.
نسل زد در ایران به نسلی گفته میشود که بین سالهای ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۹ شمسی متولد شدهاند. در جهانی که با تغییرات گسترده اقتصادی، فرهنگی و ارتباطی همراه است، کوچکتر شدن خانوادهها، افزایش تکفرزندی و کاهش ارتباطات سنتی و فامیلی، تجربه زیستی متفاوتی برای این نسل به وجود آورده که آنها را درگیر مسائلی چون انتخاب، مقایسه و سبکهای متنوع زندگی کرده است. این نسل معمولا به سرعت، تنوع و شخصیسازی اهمیت میدهد و موضوعاتی از قبیل بازیهای آنلاین، مهارتهای دیجیتالی، مد و شبکههای مجازی بسیار مورد توجهشان است.
از نظر این نسل، مفهوم موفقیت نیز تغییر کرده و داشتن یک شغل ثابت دولتی یا کسب و کاری آزاد و پردرآمد دیگر موفقیت محسوب نمیشود. آنها معمولا به مهاجرت، داشتن فعالیت مستقل و کسب درآمد از فضای مجازی فکر میکنند. از منظر روانشناختی نیز نسل زد به دلیل دسترسی دائم به اطلاعات، نسلی پرسشگر است و پاسخهای کوتاه و یکطرفه را قبول ندارد. آنها اطلاعات را مقایسه میکنند، نظرات مختلف را میبینند و بعد درباره موضوعات اعلام موضع میکنند. از طرفی بالا بودن سرعت زندگی دیجیتال، چالشهای جدیدی مثل اضطراب، مقایسه اجتماعی، تلاش برای دیده شدن و احساس ناامنی به وجود آورده که سلامت روان این نسل را به خطر انداخته و نقش رسانههای جهشیافته امروزی در شکلگیری این ناهنجاریها انکارناپذیر است.
حال باید دید رسانههای دیجیتال، نسل زد را به زیادهخواهی یا عصیانگری تشویق میکنند یا این نسل زد است که چارچوبهای رسانه را تعیین و آنها را به بیرون زدن از ارزشها ترغیب میکند؟
نسل مطالبهگر
یک جامعهشناس و مدرس دانشگاه میگوید: در نگاه جامعهشناسی، هر نسل در یک بازه زمانی مشخص، تعریف و نامگذاری میشود؛ بازه زمانی برای گروهی که تجارب مشترک سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، جمعیتی و زیستمحیطی داشتهاند. البته این الزاما به معنای همسن بودن نیست و میتواند طیف وسیعتری از جمعیت را دربربگیرد.
مقداد رضایی میافزاید: در کشور ما نسل زد به متولدین سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۰ یا کمی بیشتر اطلاق میشود؛ یعنی نسل زد ایرانی اکنون بین ۱۵ تا ۳۰ سال سن دارند. این نسل به دلیل ظهور اینترنت در شرایط کاملا متفاوت و با امکانات پیشرفته رشد کرده و تربیت شده است که در اصطلاح جامعهشناسی به آن جامعهپذیری میگویند. در گذشته، افراد، ارزشها، هنجارها، قوانین و عرف و عادت را از خانواده، محیط کار، محیط آموزش و گروه همسالان و دوستان و در نهایت رسانه یاد میگرفتند اما نسل زد امروز خارج از همه این کانالهای ارتباطی در معرض دادههای رسانهای قرار دارد و در نتیجه آنها به موجودی اجتماعی تبدیل شده است.
او ادامه میدهد: در اواخر قرن بیستم، زمانی که بشر فکر میکرد به نهایت پیشرفت در تکنولوژی رسیده، اختراع کامپیوتر، تغییرات شگرفی در جهان ایجاد کرد که همه چیز را تحتالشعاع خود قرار داد. نسل زد امروز به مدد همین اختراع و به واسطه اینترنت و لوازم الکترونیکی، به نسلی مطالبهگر و مستقل تبدیل شده که به دنبال پاسخ پرسشهای خودش میگردد.
پیشداوری ممنوع!
این مدرس دانشگاه تأکید میکند: برای بررسی نسل زد باید بدون هرگونه پیشداوری و کاملا بیطرفانه عمل کرد. اگر کودکی آنها هم مانند نسل گذشته به صورت آفلاین سپری میشد، شباهت بیشتری به نسل گذشته داشتند و این دگرگونی نتیجه سلطه رسانههای دیجیتال بر آنهاست. رسانهها در طول تاریخ تحولات زیادی پیدا کردهاند؛ از سینهبهسینه وارد فضای مکتوب شدند و بعد از اینترنت هم دامنه ارتباطی آنها جهانشمول شد. ما امروز وارد عصر مجازی تاریخ شدهایم؛ جهانی که در آن هیچ چیز واقعی نیست.
مقداد رضایی، ارتباطات مجازی و غیرواقعی را یکی از چالشهای رسانه دیجیتال میداند و میگوید: در فضای مجازی، ارتباطات غیرواقعی است و سطوح شناختی افراد تحتتأثیر آن قرار دارد. این تأثیر، موجب کجفهمی، سوءتفاهم و عدم برقراری کنشهای ارتباطی میشود که در نهایت میتواند ذائقه انسان را نیز تغییر دهد. انسان امروز تابآوری بالایی ندارد و قدرت حل مسأله را از دست داده است.
اگر نسل زد را با این معیارهای ارتباطی بررسی کنیم، متوجه میشویم که رسانههای امروز تا چه اندازه بر این نسل تسلط پیدا کردهاند.
او انسان را موجودی با نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی توصیف میکند و معتقد است: ارتباط با دیگران، محیط اطراف، خانواده و سطوح بالاتر جامعه یکی از اساسیترین نیازهای بشر است که در گذشته مسیر مشخص و متداولی را طی میکرد اما در نسل زد به شکلهای عجیب و غریب و پیچیدهتری درآمده، چون کارکرد روابط بسیار تغییر کرده است.
شکاف نسلی
رضایی ادامه میدهد: شکاف نسلی در طول تاریخ در جوامع بشری وجود داشته اما شکاف نسلی که امروز بین پدر و مادرها و نسل زد وجود دارد در هیچ برههای از زمان تجربه نشده است. نسل زد نه یک نسل عصیانگر است، نه یک نسل یاغی؛ یک نسل متفاوت است که رسانههای امروز این تفاوت را تقویت میکنند. بعد از حوادث سال ۱۴۰۱، جامعه به شکل قبلی خود برنگشت، چون کنشگران آن جزو نسل زد بودند؛ نسلی که صبور نیست و داشتن بسیاری از چیزها را حق طبیعی خود میداند و به این که هرچیزی در زمان خودش اتفاق میافتد، هیچ اعتقادی ندارد! بخشی عظیمی از آموزهها توسط رسانههای دیجیتال به این نسل انتقال پیدا میکند و خانوادهها چارهای جز سرکوب یا پذیرش این تحول ندارند.
او تاکید میکند: ارتباطات درست، کلید حل مسائل در جوامع بشری است. داشتن فهم و درک درست از این نسل در لایههای بالاتر جامعه، از جمله محیطهای آموزشی، محیط کار و حکمرانی لازم است. نسل زد باید دیده و شنیده شود تا رسانهها خلاء این نیاز را هر طور که میخواهند پر نکنند. ما در دوران پستمدرنیسم زندگی میکنیم. دورانی که در آن حقیقت به معنای عقلگرایی محض وجود ندارد و حقایق به صورت جزیرهای خودشان را نشان میدهند.
تکنولوژی، کالای وارداتی
یک روزنامهنگار و پژوهشگر علوم ارتباطات اجتماعی نیز از موافقان و مخالفان عصر تکنولوژی و رسانههای دیجیتال میگوید. الناز پاکنیا که دانشجوی دوره دکترای علوم ارتباطات، بر اهمیت تکنولوژی و تأثیر آن بر نسل زد تأکید دارد و معتقد است: در عصر پستمدرنیسم و دنیای جدید، سنتها رنگ باختهاند و رویدادهای بزرگ، شکننده شدهاند. در چنین فضایی، خردهروایتها هستند که جهان پیرامون ما را میسازند و فردگرایی را ترویج میکنند. از منظر رسانههای امروز، دیگر هیچ دستور بزرگی وجود ندارد که قابلیت تعمیم به همه گروههای سنی را داشته باشد. هر کس بنا به فهم و برداشت خود، شیوه زندگیاش را انتخاب میکند و این انتخاب قابلاحترام است.
او میافزاید: در قرن هفدهم و هجدهم، قدرتها نسبت به همسو نبودن رسانهها با خودشان اعتراض داشتند اما در قرن بیستم، تکنولوژیهای جدید در خدمت نظام سرمایهداری است؛ نظامی که انسانها را به کالا تبدیل میکند تا برای شبکههای بزرگ اقتصادی دیجیتال و پلتفرمهای مجازی کار کنند. آنها جامعه را ذائقهسنجی میکنند و سبک زندگیشان را تغییر میدهند.
پاکنیا، تکنولوژی را یک کالای وارداتی میداند و میگوید: تکنولوژیهای روز دنیا با فرهنگ و سنت ما سازگار نیست و سیاستمداران ما برای کنترل و مدیریت آن هیچ برنامهای ندارند. به همین دلیل تأثیرات این تکنولوژی بر نسل زد، قدری ترسناک و دور از انتظار است. برخی از انواع تکنولوژی برای تأثیرگذاری بر فرهنگ و اجتماع یک کشور به تولید انبوه میرسد و در اختیار جامعه جوان قرار میگیرد. متأسفانه نسل امروز ما یک مصرفکننده صرف است و رسانههای دیجیتال، نسل جوان را هر طور که دلشان بخواهد، برای رسیدن به اهداف سیاسی و اقتصادی مصرف میکنند!
این روزنامهنگار باسابقه، محصولات آرایشی و زیبایی را یکی از کالاهای پرمصرف در نسل امروز میداند و میگوید: رسانههای دیجیتال دائما نسل زد را به مصرف لوازم آرایشی ترغیب میکنند و برنامههای مدونی برای کاهش وزن و لاغری ارائه میدهند؛ تا جایی که مصرف کالاهای جدید به صورت یک عادت دربیاید و ذائقه آنها را تغییر دهد.
پاکنیا با اشاره به این که اینترنت ۲۰ سال بعد از اروپا وارد ایران شده است، میافزاید: اینترنت اگرچه سرعت ارتباطات را افزایش داده است و ابزار خوبی در جهت پیشرفت جوامع به شمار میرود اما تأثیر آن بر نسل زد در قالب مصرفگرایی بروز میکند. متأسفانه این موضوع، امکان هرگونه خلاقیت و نوآوری را از نسل جوان میگیرد و تبعات آن در حوزههای مختلف فرهنگی و اجتماعی و حتی حوزههای اقتصادی دیده میشود. نسل زد مصرفگرا دیگر به دنبال حرفهآموزی و مشاغل سنتی نیست. او آرمانهای اقتصادی را در پلتفرمهای مجازی جستجو میکند.
چندفرهنگی در خانوادهها
بسیاری از پدر و مادرها میگویند بچههای ما دیگر از ما حرفشنوی ندارند. دلیلش آن است که دادههای فرزندان دیگر از محیط خانه و خانواده تأمین نمیشود. این رسانههای دیجیتال هستند که به تربیت آنها مشغولند.
پاکنیا با بیان این موضوع میگوید: نسل مصرفکننده امروز در دنیای دیجیتال زندگی میکند و تربیت سنتی خانواده را نمیپذیرد. این موضوع سبب ایجاد چندفرهنگی در جامعه میشود. پسرها و دخترهای امروز در ایران سنتی زندگی میکنند اما پوشش و رفتار آنها مانند اروپاییهاست. این تناقض، هزینههای زیادی برای خانوادهها دارد.
وی دورماندن از ارتباطات واقعی را زنگ خطری بزرگ برای نسل زد میداند و میگوید: جوانان امروز در دنیای حبابوار دیجیتال باقی مانده و قدرت تعامل را از دست دادهاند. آنها دچار خودشیفتگی شده و تحمل آدمهای دیگر را ندارند. نسل امروز نسبت به دنیای واقعی، واکنشهای تند و عصبی نشان میدهد و توقعات فزایندهای دارد. آموزش برای استفاده صحیح از رسانههای دیجیتال، مهمترین حلقه مفقوده در این مسیر است. کلیه ارکان آموزشی از مدرسه و محیط خانواده گرفته تا محیطهای کاری و سطوح بالاتر جامعه باید به آموزشهای لازم مجهز باشند تا نسل امروز از مصرفگرایی صرف دست بکشد و با فرهنگ درست ارتباطات و استفاده صحیح از رسانههای مجازی آشنا شود.
بنا به گفته جامعهشناسان، نسل زد، نسلی متفاوت اما قابلفهم است که میان بیم و امید، زندگی میکند و در جهان پیچیده امروز به دنبال هویت خود میگردد.
فعالان عرصه رسانه و ارتباطات نیز معتقدند این نسل باید مورد آموزش قرار گیرد تا در دنیای مجازی گیر نیفتد و به ابزارهای لازم مجهز باشد. با این که مدت زیادی از ورود تکنولوژی به کشورهای جهان سوم نگذشته است اما به نظر میرسد تأثیرات عمیق و مخرب آن تا چند نسل آینده باقی بماند. مادامی که دولتمردان و سیاستگذاران فرهنگی ما فقط به امر و نهی و محدود کردن فضاهای رسانهای دیجیتال فکر میکنند، بساط مصرفگرایی و تبعات سوء آن در جامعه برچیده نخواهد شد؛ جامعهای که هنوز به طور کامل از سنت به سمت مدرنیته حرکت نکرده و نیاز به تغییرات بنیادین در باورهای قدیمی دارد.
