محور مقاومت در حال بازآرایی؛ یک نقطه سرنوشت جبهه را تعیین نمیکند
حجت موسوی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تحولات اخیر در جنوب لبنان و منطقه علیالطاهر اظهار کرد: برای فهم اتفاقات اخیر باید از تحلیلهای صفر و صدی فاصله گرفت؛ نه میتوان اهمیت تحولات میدانی...
حجت موسوی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به تحولات اخیر در جنوب لبنان و منطقه علیالطاهر اظهار کرد: برای فهم اتفاقات اخیر باید از تحلیلهای صفر و صدی فاصله گرفت؛ نه میتوان اهمیت تحولات میدانی را انکار کرد و نه درست است که تغییر وضعیت یک نقطه را معادل شکست یک جبهه یا پایان یک جریان دانست.
حزبالله امروز با گذشته تفاوت دارد
وی افزود: پیش از ورود به مسئله علیالطاهر باید مختصات امروز حزبالله را در لبنان شناخت. حزبالله امروز با حزبالله سالهای گذشته یکسان نیست؛ این گروه در ماههای گذشته ضربات نظامی و امنیتی سنگینی متحمل شده، بخشی از فرماندهی و نیروهای میانی خود را از دست داده و با تغییر شرایط منطقهای، بهویژه تحولات سوریه، بخشی از عمق راهبردی و آزادی عمل سابق خود را ندارد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: از سوی دیگر، حزبالله در داخل لبنان نیز با فشار سیاسی بیشتری روبهرو است و مسئله سلاح مقاومت و نقش این گروه در ساختار سیاسی لبنان به یکی از موضوعات جدی مناقشه تبدیل شده است.
وی تصریح کرد: بنابراین امروز برای حزبالله تنها قدرت نظامی مطرح نیست، بلکه حفظ جایگاه سیاسی و اجتماعی، پایگاه مردمی، جلوگیری از ایجاد شکاف داخلی و فراهم کردن فرصت برای بازسازی ظرفیتها نیز بخشی از معادله قدرت این گروه محسوب میشود.
پرهیز از جنگ فراگیر نشانه ناتوانی نیست
موسوی گفت: در چنین شرایطی، ورود به یک جنگ گسترده برای هر نقطه و هر ضربه میتواند هزینهای فراتر از میدان نظامی داشته باشد. ممکن است یک واکنش نظامی از نظر تاکتیکی قابل دفاع باشد، اما در سطح سیاسی فشار بیشتری بر حزبالله ایجاد کند و حتی این گروه را وارد زمینی کند که طرف مقابل برای آن طراحی کرده است.
وی افزود: اگر حزبالله تلاش کند از یک درگیری فراگیر جلوگیری کند، نباید این مسئله را نشانه ناتوانی دانست، بلکه ممکن است بخشی از راهبرد این گروه برای حفظ توان و خریدن زمان برای بازسازی باشد.
اهمیت علیالطاهر؛ نه آنقدر کم که نادیده گرفته شود، نه آنقدر بزرگ که کل جبهه را نمایندگی کند
این کارشناس مسائل سیاسی درباره اهمیت منطقه علیالطاهر اظهار کرد: علیالطاهر بدون تردید منطقه مهمی است؛ در یک جبهه نظامی هر وجب از خاک اهمیت دارد و این منطقه نیز بهدلیل موقعیت جغرافیایی و نقشی که در آرایش دفاعی جنوب لبنان دارد، از اهمیت عملیاتی برخوردار است.
وی ادامه داد: با این حال، این اهمیت نباید به جایی برسد که با تغییر وضعیت یک نقطه نتیجه بگیریم کل جبهه از دست رفته یا حزبالله با یک شکست راهبردی روبهرو شده است.
موسوی با اشاره به ادعاهای اسرائیل درباره انهدام زیرساختهای زیرزمینی و تونلهای موجود در این منطقه گفت: فارغ از اینکه همه جزئیات این ادعا تا چه اندازه قابل راستیآزمایی باشد، اصل عملیات نظامی در منطقه علیالطاهر را نمیتوان تنها یک نمایش رسانهای دانست؛ با این حال باید میان یک موفقیت عملیاتی در یک نقطه و تغییر موازنه راهبردی در کل جنوب لبنان تفاوت قائل شد.
عملیات علیالطاهر؛ واقعیت میدانی و بهرهبرداری سیاسی همزمان
وی افزود: گزارشهای اخیر درباره برنامه اسرائیل برای تخریب زیرساختهای زیرزمینی علیالطاهر و سپس عقبنشینی و بازآرایی نیروها در یک خط جدید نشان میدهد که این مسئله را نمیتوان با ادبیات «تصرف یک منطقه و تثبیت دائمی حضور» توضیح داد.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: اگر این گزارشها در میدان عملیاتی شود، منطق ماجرا بیشتر به یک عملیات محدود برای انهدام زیرساخت، کاهش یک تهدید و سپس تغییر آرایش دفاعی نزدیک خواهد بود.
موسوی گفت: از این منظر ممکن است یک تاکتیک عملیاتی انتخاب شده باشد که در آن با هزینه کمتر، ضربه مشخصتری به یک هدف مهم وارد شود و توان برای محورهای مهمتر حفظ شود؛ در جنگ، هیچ بازیگری بهطور حتم برای حفظ هر نقطه حاضر نیست هر هزینهای را بپردازد و ارزش یک موضع باید در نسبت آن با کل طرح عملیاتی سنجیده شود.
وی درباره ابعاد سیاسی و انتخاباتی این تحولات اظهار کرد: نمیتوان گفت علیالطاهر تنها یک پروژه انتخاباتی است، زیرا پشت آن یک عملیات نظامی واقعی وجود دارد؛ اما اسرائیل تلاش میکند یک دستاورد میدانی را در افکار عمومی به یک پیروزی بزرگتر تبدیل کند، بهویژه در شرایط انتخاباتی؛ بنابراین واقعیت نظامی و بهرهبرداری سیاسی میتوانند همزمان وجود داشته باشند.
فشار بر مقاومت؛ از لبنان تا عراق و یمن
موسوی با اشاره به فشارهای اعمالشده بر گروههای مقاومت در لبنان، عراق و یمن گفت: این اتفاقات را نمیتوان کامل جدا از یکدیگر دید. در سطح کلان، به نظر میرسد تلاش گستردهای برای تغییر موازنه منطقهای و محدود کردن ظرفیت نیروهای مقاومت در جریان است، اما فشار به معنای فروپاشی نیست.
وی افزود: زمانی که یک بازیگر تحت فشار قرار میگیرد، ممکن است اولویتهایش تغییر کند. امروز برای حزبالله شاید حفظ جایگاه سیاسی و اجتماعی در لبنان، جلوگیری از فرسایش بیشتر و فراهم کردن زمان برای بازسازی، در مقطعی از یک واکنش نظامی گسترده اهمیت بیشتری داشته باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در عراق و یمن نیز فشارهای موجود را میتوان بخشی از یک روند بزرگتر برای تغییر محاسبات منطقهای دانست، اما این فشارها در عین حال میتوانند نتیجه معکوس داشته باشند و بازیگران منطقهای را به سمت بازتعریف روشهای مقاومت، بازسازی ظرفیتها و تغییر شکل روبهروه سوق دهند.
میان گزینه حمله به ایران و تصمیم برای جنگ فراگیر فاصله است
وی درباره احتمال حمله مجدد و فراگیرتر به ایران اظهار کرد: نمیتوان با قطعیت درباره آینده پیشبینی کرد. احتمال تشدید تنش را نباید دستکم گرفت، اما میان «وجود گزینه حمله» و «تصمیم قطعی برای ورود به یک جنگ فراگیر» فاصله زیادی وجود دارد.
موسوی افزود: چنین تصمیمی به مجموعهای از عوامل بستگی دارد؛ از توان و واکنش ایران گرفته تا میزان همراهی آمریکا، وضعیت جبهههای لبنان، عراق و یمن و هزینهای که گسترش جنگ برای طرف مقابل ایجاد خواهد کرد.
وی تصریح کرد: حتی یکی از اهداف فشارهای فعلی میتواند وادار کردن طرف مقابل به واکنشی باشد که دامنه جنگ را گسترش دهد، بنابراین مدیریت واکنشها نیز بخشی از جنگ است.
سرنوشت مقاومت را یک نقطه جغرافیایی تعیین نمیکند
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه وضعیت امروز حزبالله را نه باید با تصویر قدرتمند سالهای گذشته سنجید و نه با تصویری کامل شکستخورده است، گفت: واقعیت این است که حزبالله ضربات جدی خورده و با محدودیتهای واقعی روبهرو است، اما همچنان یک بازیگر مهم سیاسی و اجتماعی در لبنان محسوب میشود و حذف شدن از معادله با چند عملیات یا از دست رفتن یک نقطه جغرافیایی اتفاق نمیافتد.
موسوی تأکید کرد: علیالطاهر را نیز نباید جدا از تصویر بزرگتر دید؛ این منطقه مهم است، اما علیالطاهر کل جنوب لبنان نیست، جنوب لبنان نیز کل لبنان نیست و لبنان تنها یک قطعه از معادله منطقهای است.
وی خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، امروز شاید مهمترین مسئله برای حزبالله این نباشد که در هر لحظه قدرت خود را با یک واکنش نظامی بزرگ به نمایش بگذارد. ممکن است در این مرحله، حفظ موجودیت سیاسی، حفظ پایگاه اجتماعی، جلوگیری از فرسایش بیشتر و بازسازی تدریجی ظرفیتها ارزش راهبردی بیشتری داشته باشد.
موسوی گفت: اتفاقات اخیر را نه میتوان نشانه پایان مقاومت دانست و نه میتوان ساده از کنار آن عبور کرد. ممکن است یک ضربه واقعی وارد شده و یک موفقیت عملیاتی برای اسرائیل اتفاق افتاده باشد، اما هنوز باید دید این موفقیت چه اثری بر موازنه کلی خواهد گذاشت؛ سرنوشت یک جبهه را نه یک تپه و نه یک تیتر خبری، بلکه توان دو طرف برای حفظ انسجام، بازسازی ظرفیت، مدیریت هزینهها و شکل دادن به مرحله بعدی تعیین میکند.
وی افزود: در چنین شرایطی شاید مهمترین نکته این باشد که مقاومت امروز بیش از هر چیز به «زمان» نیاز دارد؛ زمان برای حفظ موقعیت سیاسی، ترمیم ساختار، بازسازی توان و تنظیم دوباره معادلات منطقهای. بنابراین اگر یک بازیگر در مقطعی از نمایش تمام ظرفیت خود خودداری کند، نباید فوری آن را شکست تعبیر کرد؛ گاهی قدرت تنها در توان ضربه زدن نیست، بلکه در توان انتخاب زمان، مکان و اندازه واکنش نیز است.
