خروج آمریکا از عراق؛ وقتی مقاومت، معادله واشنگتن را تغییر داد
به گزارش گزارشِ هنر، خروج آخرین نظامیان آمریکایی از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، یکی از مهمترین تحولات امنیتی غرب آسیا در سال جاری به شمار میرود؛ رخدادی که پایان حضور نظامی مستقیم آمریکا در خاک عراق را...
به گزارش گزارشِ هنر، خروج آخرین نظامیان آمریکایی از عراق در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶، یکی از مهمترین تحولات امنیتی غرب آسیا در سال جاری به شمار میرود؛ رخدادی که پایان حضور نظامی مستقیم آمریکا در خاک عراق را رقم زده، اما لزوما به معنای خروج واشنگتن از منطقه یا پایان نفوذ آن نیست.
آمریکا مأموریت نظامی ائتلاف بینالمللی علیه داعش در عراق را به پایان رسانده و نیروهای نظامی خود را از این کشور خارج کرده است. با این حال، همکاریهای اطلاعاتی، آموزشی و امنیتی میان بغداد و واشنگتن ادامه دارد و حضور دیپلماتیک آمریکا در بغداد و اربیل نیز حفظ شده است.
از این منظر، آنچه از عراق خارج شده، حضور نظامی مستقیم آمریکا است، نه تمام ظرفیتهای این کشور برای اثرگذاری بر معادلات عراق و منطقه.
خروج آمریکا؛ نتیجه تغییر معادله در عراق
برای فهم اهمیت این تحول باید به سابقه حضور آمریکا در عراق بازگشت. واشنگتن در سال ۲۰۰۳ با ادعای وجود سلاحهای کشتار جمعی به عراق حمله کرد؛ ادعایی که بعدها بیاساس بودن آن آشکار شد. با این حال، اهداف آمریکا فراتر از این ادعا بود و ایجاد ساختار سیاسی و امنیتی مطلوب، حفظ حضور نظامی و اثرگذاری بر سیاست خارجی بغداد نیز در دستور کار قرار گرفت.
عراق به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع انرژی و همجواری با ایران، یکی از نقاط مهم راهبرد آمریکا در غرب آسیا بود. حضور نظامی در این کشور میتوانست علاوه بر کنترل یکی از مهمترین کشورهای عربی منطقه، فشار بیشتری بر جمهوری اسلامی ایران وارد کند.
اما این محاسبه با مقاومت مردم و جریانهای سیاسی و اجتماعی عراق مواجه شد. مخالفت با اشغالگری آمریکا تنها به گروههای مقاومت محدود نماند و بخش مهمی از جامعه، جریانهای سیاسی، علما و نخبگان عراق نیز با استمرار حضور نظامی خارجی مخالفت کردند.
گروههای مقاومت نیز ابتدا در برابر اشغالگری آمریکا و سپس در مقابله با تروریسم تکفیری، به یکی از عوامل مهم تغییر معادله امنیتی عراق تبدیل شدند.
پایگاههای ثابت آمریکا دیگر مزیت سابق را ندارند
خروج آمریکا از عراق در شرایطی رخ میدهد که مدل سنتی استقرار نظامی این کشور در منطقه با چالش جدی روبهرو شده است.
حملات موشکی و پهپادی به مواضع آمریکا در منطقه نشان داده است پایگاههای بزرگ و ثابت، که زمانی مزیت لجستیکی و عملیاتی محسوب میشدند، در برابر موشکهای دقیق و حملات انبوه پهپادی میتوانند به نقاط آسیبپذیر تبدیل شوند.
آسیب به برخی زیرساختهای نظامی آمریکا در بحرین و کویت و جابهجایی بخشی از نیروها، اهمیت این مسئله را برای واشنگتن بیشتر کرده است. در نتیجه، پنتاگون به سمت الگویی حرکت میکند که در آن به جای تمرکز حجم زیادی از نیرو و تجهیزات در چند پایگاه مشخص، ظرفیتهای نظامی در نقاط مختلف پراکنده شوند.
انتقال بخشی از نیروها و تجهیزات به مناطقی دورتر از ایران، از جمله اردن و عربستان، در کنار استفاده بیشتر از توان دریایی، جنگندههای دوربرد، پهپادها و مهمات دورایستا، بخشی از همین تغییر رویکرد است.
آمریکا از عراق خارج شده، اما از منطقه نه
به همین دلیل، خروج نظامیان آمریکایی از عراق را نباید بهتنهایی نشانه خروج آمریکا از غرب آسیا دانست.
واشنگتن در حال تغییر مدل حضور خود است؛ از حضور زمینی، مستقیم و پرهزینه به سمت حضور شبکهای، متحرک و دورایستا.
در این الگو، آمریکا تلاش میکند بدون استقرار گسترده نیروی زمینی در عراق، توان واکنش به تحولات این کشور را حفظ کند. نیروهای مستقر در دیگر نقاط منطقه نیز میتوانند در صورت بروز بحران، وارد عمل شوند.
این تحول نشان میدهد که کاهش تعداد نیروهای آمریکایی لزوما به معنای کاهش توان مداخله آمریکا نیست.
از سوی دیگر، گزارشهای مربوط به افزایش حضور دریایی و اعزام نیرو و تجهیزات جدید به منطقه نیز نشان میدهد واشنگتن همچنان گزینه نظامی را کنار نگذاشته است.
بنابراین دو روند به صورت همزمان دنبال میشود: کاهش حضور ثابت و آسیبپذیر و حفظ توان ضربه سریع و واکنش نظامی.
خروج نظامی پایان نفوذ آمریکا در عراق نیست
با وجود خروج نیروهای آمریکایی، مسیر استقلال عراق همچنان با چالشهایی روبهرو است.
نفوذ خارجی تنها از مسیر پایگاه نظامی و نیروی مسلح اعمال نمیشود و حوزه اقتصادی یکی از مهمترین ابزارهای اثرگذاری بر دولتهاست. اقتصاد عراق به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و سازوکارهای مرتبط با درآمدهای نفتی این کشور همچنان در معرض فشار و نفوذ آمریکا قرار دارد.
به همین دلیل، خروج نیروهای آمریکایی را باید یک گام مهم در مسیر تکمیل حاکمیت عراق دانست، نه پایان این مسیر.
اگر بغداد بتواند علاوه بر تثبیت استقلال امنیتی، وابستگیهای اقتصادی و سیاسی خود را نیز کاهش دهد، خروج نظامی آمریکا میتواند به تحولی عمیقتر در ساختار قدرت عراق تبدیل شود.
مقاومت؛ عامل تغییر معادله منطقه
تجربه عراق نشان میدهد که حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا طی دو دهه گذشته با مقاومت مستمر ملتها و جریانهای منطقهای مواجه بوده است.
در عراق، مقاومت ابتدا در برابر اشغالگری شکل گرفت و سپس در مقابله با داعش نقش مهمی ایفا کرد. در لبنان، فلسطین و یمن نیز جریانهای مقاومت به مرور توانستند هزینه حضور و مداخله خارجی را افزایش دهند.
این روند باعث شده است مدل امنیتی مبتنی بر حضور مستقیم آمریکا، مانند گذشته کمهزینه نباشد.
از سوی دیگر، برخی کشورهای منطقه نیز در سالهای اخیر تلاش کردهاند روابط امنیتی و سیاسی خود را متنوعتر کنند و تنها به آمریکا برای تأمین امنیت وابسته نباشند.
آمریکا به دنبال واگذاری بخشی از مسئولیت امنیتی است
راهبرد جدید واشنگتن نیز بر همین اساس در حال تغییر است. آمریکا میخواهد متحدان منطقهای سهم بیشتری از مسئولیت امنیتی را بر عهده بگیرند و واشنگتن بیشتر نقش تأمینکننده اطلاعات، تسلیحات، فناوری و توان واکنش سریع را ایفا کند.
در چنین الگویی، شبکههای پدافند هوایی منطقهای، همکاری اطلاعاتی و توان دریایی اهمیت بیشتری پیدا میکنند و نیاز به حضور گسترده نیروی زمینی کاهش مییابد.
این تغییر البته به معنای بیاهمیت شدن غرب آسیا برای آمریکا نیست. انرژی، مسیرهای دریایی، امنیت رژیم صهیونیستی و مهار قدرت منطقهای ایران همچنان برای واشنگتن اهمیت دارد.
عراق در آستانه یک آزمون بزرگ
خروج نظامیان آمریکایی از عراق را میتوان یک نقطه عطف در روند تقویت حاکمیت ملی این کشور دانست؛ اما نتیجه نهایی آن به تحولات بعدی بستگی دارد.
اگر بغداد بتواند خروج نیروهای خارجی را به تقویت استقلال سیاسی، امنیتی و اقتصادی تبدیل کند، این رخداد میتواند فراتر از یک تحول نظامی، به نشانهای از تغییر نظم امنیتی غرب آسیا تبدیل شود.
در مقابل، اگر ابزارهای اقتصادی و سیاسی نفوذ خارجی باقی بماند، خروج نیروهای نظامی تنها بخشی از مسئله را حل کرده است.
بنابراین ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ را نمیتوان تنها روز خروج آمریکا از عراق دانست؛ این تاریخ نشانه تغییر مدل حضور واشنگتن در غرب آسیاست. آمریکا از حضور مستقیم و ثابت فاصله میگیرد، اما تلاش میکند توان مداخله، بازدارندگی و ضربه سریع خود را حفظ کند.
مسئله اصلی اکنون این نیست که آمریکا از عراق خارج شده است؛ بلکه پرسش مهمتر این است که عراق و دیگر کشورهای منطقه تا چه اندازه میتوانند این عقبنشینی نظامی را به استقلال واقعی تبدیل کنند و آیا مدل جدید حضور آمریکا نیز در برابر مقاومت منطقه دوام خواهد آورد؟
