جدال آب و نفت در «هور»
مردم این منطقه نگرانی خود را از میدان نفتی «سهراب» از روی حدس و گمان مطرح نمیکنند. آنها تجربه سالهای گذشته را دیدهاند. وقتی آب و زمین آسیب ببیند، فقط طبیعت آسیب نمیبیند؛ سفره خانوادهها کوچکتر...
مردم این منطقه نگرانی خود را از میدان نفتی «سهراب» از روی حدس و گمان مطرح نمیکنند. آنها تجربه سالهای گذشته را دیدهاند. وقتی آب و زمین آسیب ببیند، فقط طبیعت آسیب نمیبیند؛ سفره خانوادهها کوچکتر میشود، دامها کمتر میشوند، کشاورزی سختتر میشود و امید جوانان برای ماندن در زادگاهشان کاهش پیدا میکند.»
این بخشی از نامهای است که شیوخ و مردم بومی هورالعظیم در اعتراض به فعالیت میدان نفتی سهراب خطاب به رئیسجمهوری نوشته و ارسال کردهاند. من تالاب هورالعظیم را از نزدیک دیدهام، تالابهای زیادی را دیدهام اما نمیدانم چرا هورالعظیم حس دیگری از جنس غرور را به آدمی منتقل میکند. وسعت، عظمت و زیبایی همه با هم در هورالعظیم هست؛ مانند همان جنس از زیبایی و شکوهی که خوزستان با آن جلوه میکند. اما داستان هورالعظیم همان سرگذشت خوزستان و نفت و رنج مردم این خطه از استحصال طلای سیاه و در نهایت بهره مند نبودن از مواهب آن است.
برای هورالعظیم بارها و بارها زنگ خطر به صدا درآمده و در همین روزهای اخیر هم مدیرکل حفاظت محیطزیست خوزستان با هشدار درباره افت شدید تراز آبی تالاب هورالعظیم اعلام کرده که «در حال حاضر کمتر از ۳۸درصد از پهنه ۹۰هزار هکتاری این تالاب آب دارد. تداوم حیات این اکوسیستم حیاتی، نیازمند تأمین سالانه ۱.۴تا ۱.۸میلیارد مترمکعب حقابه است؛ آبی که طی سالهای اخیر بهجز مقطع سیلاب سال ۱۳۹۸، هرگز به میزان کافی تخصیص نیافته است. بخش قابلتوجهی از آب موجود در پهنههای باقیمانده نیز کیفیت اکولوژیک استانداردی ندارد و در شرایط بحرانی به سر میبرد.»
از دهههای گذشته، میادین نفتی و سدسازیهای گسترده بخش زیادی از هورالعظیم را خشکاندهاند. حالا هم قرار است با توسعه میدان نفتی سهراب با حفر ۲۰حلقه چاه نفت در شمال هور یعنی تنها قسمتی که آب دارد و خدمات اکولوژیک به طبیعت میدهد، آخرین رمقهای هور گرفته شود.
سابقه فعالیت میدان نفتی سهراب با دو حلقه چاه بدون مجوز زیستمحیطی به دو دهه پیش باز میگردد، کمااینکه حتی در سال ۱۴۰۲ کمیته ارزیابی سازمان حفاظت محیطزیست با این که مجوز این دو حلقه چاه و ۴۰ کیلومتر خطوط انتقال نفت در سال قبل از آن صادر شده بود، اما بهدلیل احتمال بروز آسیبهای گسترده و خشکشدن بخشهای قابلتوجهی از تالاب هورالعظیم، این طرح را از اساس رد کرد ولی در نهایت با فراز و نشیبهای بسیار، مرداد ماه گذشته مجوز توسعه و بهرهمندی از میدان نفتی سهراب توسط سازمان حفاظت محیطزیست صادر شد. پس از آن اعتراضات برای نجات هورالعظیمی که حالا پنج میدان نفتی شامل آزادگان شمالی، آزادگان جنوبی، یاران شمالی، یاران جنوبی و سهراب آن را احاطه کردهاند، آغاز شد؛ اعتراضاتی که ناشی از بیاعتمادی مردم و فعالان زیستمحیطی است.
کارشناسان میپرسند خوزستان و هورالعظیم با آن سابقه جنگ، خشکسالی، تغییرات اقلیمی، کاهش منابع آبی، تشدید پدیده گردوغبار و حالا با توسعه یک میدان نفتی دیگر چه بر سرشان خواهد آمد؟
آثار یک پروژه نفتی صرفا حفر چند حلقه چاه نیست بلکه میتواند ساختار اجتماعی، الگوی معیشت، سبک زندگی، فرهنگ و آینده جمعیتی و اقتصادی یک منطقه را زیر و رو کند. مسئولانی که در مقابل افکار عمومی، اعلام میکنند که حتما الزامات زیستمحیطی برای توسعه میدان نفتی سهراب لحاظ شده و حتی از شرکتهای بهرهبردار نفتی، تعهد قانونی را اخذ کردهاند، حتما میدانند که پیش از این هم این ادعاها از سوی مسئولان سابق و اسبق مطرح شده بود اما نتیجه همان است که امروز میبینیم؛ هورالعظیم تبدیل شده به یکی از کانونهای گرد و غبار که به وقت آتشسوزی هم فریادرسی برای آن نیست.
هیچکس منکر بهرهمندی از مواهب خدادادی کشور در راستای رفاه ملت نیست؛ همچنانکه محیطزیستیترین کشورهای دنیا هم همین کار را میکنند اما این بهرهمندی اگر با ملاحظات زیستمحیطی و [صدبار تأکید] اگر با انتفاع مردم بومی همراه نباشد، میتواند ضمن فراهم کردن زمینه تخریب مواهب طبیعی، سبب گسترش نارضایتیها در جامعه باشد. همیشه یادمان باشد که محیط زیست یک حق فرانسلی است و هرگز قرار نیست با هیچ توجیهی، حقی از آیندگان تضییع شود.
