بازی با اعتبار دانش و دانشگاه
دکتر حسن انصاری. چرا باید ساختار مقالات علمی-پژوهشی در مجلات دانشگاهی در ایران به این بیماری مبتلا شود که هم زحمات دانشجویان را تباه می کند و هم مسئولیت تدوین مقاله را به ابتذال می کشاند و هم حتی...
دکتر حسن انصاری.
چرا باید ساختار مقالات علمی-پژوهشی در مجلات دانشگاهی در ایران به این بیماری مبتلا شود که هم زحمات دانشجویان را تباه می کند و هم مسئولیت تدوین مقاله را به ابتذال می کشاند و هم حتی استادان را از شوق نوشتن مقالات علمی و تحقیقی که حقیقتا حاصل زحمات خود آنان است دور می کند؟
خاصه اینکه برخی استادان فقط نامشان به ناحق کنار نام نویسندگان حقیقی مقالات نمی آید بلکه از رهگذر این مقالات بر پایه ای ظالمانه به ارتقای دانشگاهی و امتیازات حقوقی و مالی و اعتباری در دانشگاه هم می رسند.
سنت مجلات دانشگاهی
ممکن است کسی بپرسد در جاهای دیگر دنیا و به طور خاص در آکادمی غربی آیا چنین پدیده ای وجود دارد؟ در مقالات مجلات علمی و آکادمیک غربی آیا مقالات با چند نویسنده وجود دارد و اگر دارد ملاک عمل در آنجا چگونه است؟
نویسنده این سطور اینک ربع قرنی است در دانشگاه های غربی (فرانسه، آلمان و ایالات متحده) به تحصیل و پژوهش و تدریس مشغولم و خود سرویراستار مشترک یک مجله آکادمیک (منتشره از بریل) هستم. بنابراین شاید بتوانم دست کم در حیطه مطالعات اسلامی پاسخی به این پرسش ارائه دهم. این پاسخ را در طی چند سطر و شماره بیان می کنم:
۱ـ در نظام دانشگاهی در غرب دست کم در حوزه ای که من می شناسم (تاریخ و مذهب) با وجود اینکه برای دستیابی به شغل دانشگاهی و یا ارتقای دانشگاهی مقالات و کتاب های متقاضی را کمیته های پذیرش دانشگاهی مورد توجه قرار می دهند اما این امر صرفا محدود به آن نیست و مجموعه ای از مسائل مورد توجه قرار می گیرد: رساله دانشگاهی، کتابی که باید بر اساس آن رساله و نه عینا و در طی دوره بعد از دکتری تدوین و مورد ارزیابی دانشگاهی قرار گیرد (و باید منتشر شده باشد)؛ تدوین مقالاتی در حوزه رساله دکتری، تدوین مقالات و یا کتابی بیرون از موضوع رساله دکتری که نشان دهنده توسعه تحقیقات و مطالعات شخص متقاضی باشد؛ ارائه مقالات در کنفرانس های دانشگاهی و در نهایت سابقه انواع مختلف تدریس در سطوح مختلف.
در این میان آنچه ملاک اصلی است، این است که کارهای پژوهشی و تألیفی شخص متقاضی مورد ارزیابی های متعدد، شفاف و در عین حال با هویت های پوشیده و نا آشکار قرار گرفته باشد.
استادان و رساله های دکتری
۲ـ با وجود اینکه سهم استادان در مراحل تدوین رساله های دکتری دانشجویان به عوامل مختلف و از جمله طبیعت اشخاص بر می گردد در نظام دانشگاهی در غرب این سهم تا آنجا پیش نمی رود که اراده و نظر استاد بر ملاک های علمی تحمیل شود.
استاد می تواند در مراحل مختلف فصل های رساله را بخواند و انتقادات و پیشنهادهای خود را مطرح و حتی فصلی را رد کند اما در نهایت مسئولیت کل رساله با دانشجوست و پذیرش نهایی رساله نه صرفا وابسته به نظر استاد راهنما بلکه به نظر اجماعی و یا شبه اجماعی کمیته ای است که دانشجو موظف است در برابر آن از رساله و طرح خود دفاع کند.
دانشجو بعدا با ارائه پژوهشی در دوره پستدکتری اش و بهره وری از فصولی از رساله دکتری که قبلا دفاع کرده می بایست یکبار دیگر از انتشار کتاب برگرفته از آن رساله (و ارتقا یافته از آن با پژوهش های پسینی متعلق به دوره پست دکتری) در برابر داوران ناشران دانشگاهی دفاع کند.
به دیگر سخن، رساله دکتری متقاضی تنها زمانی ملاک برای ارتقای دانشگاهی اش می شود که از دو مرحله دفاع در برابر کمیته دفاع دکتری و نیز مرحله پذیرش دست کم دو داور ناشر دانشگاهی با موفقیت بگذرد.
برای ارتقای دانشگاهی در نهایت نظر کمیته تعیین شغل دانشگاهی هم باید مثبت باشد.
طبیعی است که در تمام این مراحل داوران پیشنهادها و نظرات اصلاحی و انتقادی دارند و با این وصف همچنان مسئولیت بر عهده دانشجو/ متقاضی است.
۳ـ با توجه به آنچه گفته شد می توانید به درستی حدس بزنید که این چارچوب های سختگیرانه اساسا جایی و راهی برای این باقی نمی گذارد که مقالات مجلات علمی-پژوهشی در غرب بستری باشد برای برجسته شدن نام استاد راهنما در کنار نویسنده مقاله.
انتشار مقاله های آکادمیک از سوی یک دانشجوی دکتری و یا متقاضی شغل دانشگاهی حاصل روندی طولانی است که نقش استاد راهنما در آن محدود است. وانگهی در اروپا و آمریکای شمالی دانشگاه ها نظام مجلات دانشگاهی مرتبط با نظام آموزشی ندارند.
جایگاه مجلات دانشگاهی
عمده مجلات آکادمیک ربط مستقیمی با دانشگاه ها ندارند و اساسا ساختار مشابهی مانند وزارت علوم که ما در ایران می شناسیم در غرب وجود ندارد. بنابراین دانشگاه و استاد اگر بخواهد هم نمی تواند در نظام مجلات آکادمیک که از سوی ناشرانی مانند بریل و امثال آن منتشر می شود دخالت کند.
وزارت علوم شغل دانشگاهی نمی دهد که بخواهد برای کم و کیف آن به دانشجو تکلیفی را تحمیل کند.
اگر حتی مجلاتی هم باشند که دانشگاه هایی مانند آکسفورد و یا کمبریج منتشر می کنند ناشر این مجلات نه وزارت علوم انگلستان است و نه دانشگاه های کمبریج و آکسفورد (و طبعا نه دپارتمان های تاریخ و مذهب این دانشگاه ها).
این مجلات را ناشران وابسته به این دانشگاه ها منتشر می کنند و کاملا مستقل از نظام دانشگاه های مرتبط عمل می کنند.
با این حساب روشن است که نه تنها استاد راهنما قدرتی برای قبول و یا رد مقالات دانشگاهی ندارد بلکه خود دانشگاه ها هم این نقش و مرجعیت را ندارند.
مستقل از دانشگاه ها و یا کمیته های شغلی دانشگاه ها در نظام و روندی کاملا مستقل مقالات باید مورد داوری اشخاصی قرار گیرند که نه نام نویسنده مقالات را می شناسند و نه اساسا خودشان و نه مجلاتی که داوری را به آنها واگذار کرده ارتباطی با دانشگاه های محل تقاضای شغلی نویسنده/ دانشجو دارند.
سهل است در بسیاری موارد، داور مقاله خودش استاد دانشگاه نیست و از بیرون دانشگاه صرفا به دلیل مرجعیت علمی اش مورد پرسش و ارجاع داوری قرار می گیرد.
۴ـ حال ممکن است بپرسید آیا در غرب مقالات با چند نویسنده منتشر نمی شود؟ و اگر منتشر می شود ملاک عمل چیست؟ نویسنده این سطور شاید از کسانی باشد که بیشترین تجربه را در این زمینه دارد.
مقالات مشترک
بسیاری از مقالات من با همکاری دوستان و همکاران دانشگاهی ام نوشته و منتشر شده است؛ این در حالی است که چه آن زمان که در برلین در دانشگاه آزاد برلین مشغول پژوهش و تدریس بودم و چه اینک که از سال ۲۰۱۳ در مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون به عنوان عضو هیئت علمی و پژوهشگر مشغول پژوهش و تدریسم هیچگاه استاد راهنمای هیچ رساله ای نبوده ام.
چنین چیزی اقتضای شغل آکادمیک من در طی همه سالهای پس از سال ۲۰۰۹ در برلین و در پرینستون نبوده است. مؤسسه مطالعات پیشرفته اساسا و در اصل مؤسسه ای در بالاترین سطح اعتبار جهانی برای پژوهش آکادمیک است و یکی از اهداف آن ارائه و فراهم کردن زمینه ای است برای پژوهش های مشترک دانشگاهی.
در همه این سال ها چه در برلین و چه در پرینستون ، در همکاری با دانشجویان دکتری، پستدکتری و استادان دانشگاه ها که به عنوان عضو دائم و یا موقت در برلین و یا به خصوص در پرینستون مشغول به فعالیت علمی بوده و یا هستند مقاله نوشته ام؛ سخنرانی ارائه داده ام؛ وورکشاپ علمی برگزار کرده ام؛ کتاب نوشته ام و همه جا به طور روشن سهم هر یک در تدوین مقالات و کتابها و یا سخنرانی های دانشگاهی و ارائه های علمی مشخص شده و می شود. این در واقع قاعدهای است کاملا پذیرفته شده در غرب.
بنابراین همکاری های دانشگاهی در حوزه مطالعات تاریخ و مذهب در غرب وجود دارد و این به ویژه برای جایی مانند مؤسسه مطالعات پیشرفته پرینستون امری است کاملا شناخته شده و اساسا از اهداف تأسیس آن است. با این وصف، هیچ یک از این نوع همکاری ها ارتباطی با نظام ارتقای دانشگاهی ندارد و اساسا با توضیحاتی که گذشت نمی تواند داشته باشد.
برای هر مقاله مشترکی وظیفه هر نویسنده مشترکی کاملا از آغاز مشخص است و کارهای علمی به صورت مشترک و در همکاری نوشته و ارائه می شود.
هم وظیفه هر کس در تدوین کتاب و مقاله ای با امضای مشترک مشخص است و هم اینکه عموما این همکاری ها از نوع همکاری میان استاد راهنما و دانشجوی دکتری نیست. و چنانکه گفتم و توضیح دادم وزارت علوم و یا نظام دانشگاهی تحمیل شده ای وجود ندارد تا در روند انتشار مقاله دخالت کند.
عموما هم اندازه همکاری میان دو نویسنده مشترک حدود نیمی از کار برای هر دو طرف است و اگر جایی به دلیلی چنین نباشد معمولا در پاورقی نخست مقاله به میزان همکاری و سهم هر کس به طور خاص اشاره می شود. مقالات مجلات هم مطلقا تحت اداره و تصمیم سرویراستاران مجلات منتشر نمی شوند.
داوری و ویراستاری سختگیرانه
هر مجله ای علاوه بر سر ویراستار، هیئتی علمی و مشاور دارد و از آن بسیار مهمتر داورانی که باید هر مقاله را بررسی کنند. هر مقاله دست کم دو داور دارد که نه آنها نام نویسنده / نویسندگان را می شناسند و نه نویسنده/ نویسندگان نام آن داوران را.
انتشار مقاله در نهایت منوط به اجماع نظر داوران است و بس و ویراستار/ سردبیر مجلات مطلقا دخالتی در این روند نمی تواند داشته باشد. در صورت اختلاف نظر داوران تنها دخالت سردبیر مجله این است که مقاله را برای نظر نهایی به داوران سوم و یا چهارم بفرستد.
یکی از دلایلی که مجلات علمی و پژوهشی در غرب (مثلا بریل) عموما بیش از یک سردبیر دارند،این است که اگر سردبیر خودش خواست مقاله ای بنویسد و در مجله منتشر کند روند بررسی و داوری و ویرایش مقاله کاملا مستقل و به دور از چشم و نظر نویسنده آن مقاله (اینجا سردبیر مشترک) انجام شود.
۵ ـ در روند بررسی پرونده های تقاضا و ارتقای شغلی در دانشگاه های غربی تا جایی که تجربه کرده ام و دیده ام مقالات با نویسندگان مشترک (با توضیحی که در شماره ۴ گذشت) مورد ارزیابی قرار می گیرد اما در شمارش تعداد مقالات اگر مقاله دو نویسنده داشته باشد معمولا به عنوان یک نیم مقاله مورد ارزیابی قرار می گیرد. یعنی اگر متقاضی ده مقاله داشته باشد که دو تای آنها با یک نویسنده دیگر مشترک است تعداد مقالات ۹ عدد به حساب می آید.
گمان می کنم توضیحات بالا برای کسانی که خواستار بررسی و مقایسه شیوه های معمول در نظام انتشار کتاب و مقاله هستند کفایت کند.
