از زندان صهیونیستها تا قلب میدان؛ حماسه ناتمام یحیی سنوار
به گزارش گزارشِ هنر، دو سال از شهادت یحیی سنوار، رئیس پیشین دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس و از چهرههای برجسته نبرد فلسطین با رژیم صهیونیستی میگذرد؛ مردی که زندگیاش از اردوگاه آوارگان خانیونس...
به گزارش گزارشِ هنر، دو سال از شهادت یحیی سنوار، رئیس پیشین دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی حماس و از چهرههای برجسته نبرد فلسطین با رژیم صهیونیستی میگذرد؛ مردی که زندگیاش از اردوگاه آوارگان خانیونس آغاز شد، ۲۳ سال از عمر خود را در زندانهای اشغالگران گذراند، به جایگاه رهبری حماس رسید و سرانجام در ۱۶ اکتبر ۲۰۲۴، در منطقه تلالسلطان رفح، در میانه نبرد با نظامیان صهیونیست به شهادت رسید. نام او با طوفان الاقصی و واپسین تصویرهایش در میدان نبرد گره خورده است؛ تصویرهایی که نماد ایستادگی فرماندهای شد که میدان را به پناهگاه ترجیح داد و تا آخرین لحظه از رویارویی با دشمن دست نکشید.
دومین سالگرد شهادت سنوار، بار دیگر نام مردی را به یاد میآورد که زندگی شخصی و سیاسیاش با سرگذشت فلسطین، آوارگی مردم این سرزمین و دههها درگیری با اشغالگران پیوند خورده بود. او یکی از نمادهای برجسته مقاومت فلسطین و فرماندهی بود که شهادتش پایان راه به شمار نمیرفت، بلکه به بخشی از حافظه تاریخی مبارزه فلسطینیان تبدیل شد.
از اردوگاه خانیونس تا رؤیای آزادی فلسطین
یحیی سنوار، مشهور به «ابوابراهیم»، ۱۹ اکتبر ۱۹۶۲ در اردوگاه آوارگان خانیونس در جنوب نوار غزه دیده به جهان گشود. خانواده او در جریان نکبت ۱۹۴۸ از شهر المجدل آواره شده بودند و زندگی در اردوگاه، از همان سالهای نخست، او را با رنج آوارگی و پیامدهای اشغال فلسطین روبهرو کرد.
اردوگاه برای سنوار بخشی از واقعیتی بود که نگاه او به سرزمین، آزادی و آینده مردم فلسطین را شکل داد. او در فضایی رشد کرد که خاطره خانههای ازدسترفته، زندگی در چادرها و امید بازگشت، در زندگی روزمره مردم حضور داشت.
سنوار تحصیلات خود را در مدارس خانیونس ادامه داد و سپس در رشته زبان عربی دانشگاه اسلامی غزه درس خواند. او در دوران دانشجویی وارد فعالیتهای سیاسی و دانشجویی شد و ریاست شورای دانشجویان را بر عهده گرفت. همین سالها زمینه حضور پررنگتر او در ساختار جریان اسلامی فلسطین را فراهم کرد.
مسیر زندگی سنوار از همان ابتدا با انتخابی دشوار همراه بود؛ انتخاب میان زندگی دور از میدان درگیری و پذیرفتن مسئولیتی که او را به یکی از چهرههای شناختهشده رویارویی با اشغالگران تبدیل کرد. سالها بعد، نام همان جوان برخاسته از اردوگاه، در بالاترین سطوح سیاسی و نظامی حماس مطرح شد.
۲۳ سال اسارت؛ سالهایی که به پایان نرسیدند
نخستین بازداشت سنوار در سال ۱۹۸۲ رخ داد و او در سال ۱۹۸۸ بار دیگر به اسارت درآمد. دادگاه رژیم صهیونیستی او را به چهار بار حبس ابد محکوم کرد و سنوار در مجموع ۲۳ سال از زندگی خود را در زندان گذراند؛ سالهایی که بخش مهمی از هویت سیاسی و مبارزاتی او را شکل دادند.
او در دوران اسارت به یکی از چهرههای اصلی اسرای حماس تبدیل شد و ریاست هیئت عالی رهبری اسرای این جنبش را بر عهده گرفت. سنوار همچنین در اعتصابهای غذای سالهای ۱۹۹۲، ۱۹۹۶، ۲۰۰۰ و ۲۰۰۴ نقش داشت.
زندان، او را از تحولات بیرون جدا کرد، اما نتوانست پیوندش را با مسئله فلسطین از میان ببرد. سنوار در همین دوران زبان عبری را فراگرفت، آثاری را از این زبان ترجمه کرد و نوشتههایی در زمینه سیاست، مسائل امنیتی و ادبیات پدید آورد.
رمان «خار و میخک» از جمله آثار اوست که بخشی از تجربه فلسطینیان پس از جنگ سال ۱۹۶۷ را بازگو میکند. این اثر، در کنار دیگر نوشتههایش، نشان میدهد که سنوار در دوران طولانی اسارت، تنها با گذر روزها و سالها روبهرو نبود، بلکه در پی فهم ساختار دشمن و بازخوانی سرگذشت مردم خود نیز بود.
برای مردی که بیش از دو دهه پشت میلههای زندان ماند، آزادی تنها رهایی از بند نبود؛ فرصتی برای بازگشت به مسیری بود که پیش از اسارت آغاز کرده بود.
آزادی در برابر آزادی؛ بازگشت مردی که زندان نتوانست متوقفش کند
۱۱ اکتبر ۲۰۱۱، سنوار در چارچوب توافق تبادل اسرای «وفاء الاحرار» آزاد شد؛ توافقی که به آزادی ۱۰۲۷ اسیر فلسطینی در برابر آزادی گلعاد شالیت، نظامی صهیونیست، انجامید.
بازگشت او به غزه پس از حدود ۲۳ سال اسارت، نقطه عطفی در زندگی سیاسیاش بود. سنوار در سال ۲۰۱۲ به عضویت دفتر سیاسی حماس درآمد و بهتدریج مسئولیتهای مهمتری در ساختار سیاسی، امنیتی و نظامی این جنبش بر عهده گرفت.
او پیش از اسارت طولانی نیز در شکلگیری ساختارهای امنیتی حماس نقش داشت و در سال ۱۹۸۶ در پایهگذاری دستگاه «المجد» مشارکت کرد؛ تشکیلاتی که بعدها به یکی از بخشهای ساختار امنیتی این جنبش تبدیل شد.
سنوار در سال ۲۰۱۷ به ریاست دفتر سیاسی حماس در نوار غزه رسید و در سال ۲۰۲۱ نیز برای دورهای دیگر در این جایگاه انتخاب شد. او در این سالها، افزون بر رسیدگی به پروندههای داخلی غزه، در گفتوگوها و تلاشها برای کاهش اختلافهای داخلی فلسطین حضور داشت.
در دوره رهبری او، راهپیماییهای بازگشت از سال ۲۰۱۸ آغاز شد و چندین دور درگیری نظامی میان مقاومت فلسطین و رژیم صهیونیستی رخ داد. نبرد «سیف قدس» در سال ۲۰۲۱ از مهمترین این رویاروییها بود.
آزادی اسرای فلسطینی نیز از اولویتهای سنوار به شمار میرفت؛ موضوعی که با تجربه شخصی او از سالهای طولانی زندان پیوند داشت. او که بخش بزرگی از عمر خود را در اسارت گذرانده بود، اهمیت آزادی زندانیان فلسطینی را از نزدیک لمس کرده بود.
طوفان الاقصی؛ نامی که با سنوار گره خورد
هفتم اکتبر ۲۰۲۳، عملیات طوفان الاقصی آغاز شد؛ رویدادی که به یکی از نقاط عطف رویارویی فلسطینیان با رژیم صهیونیستی تبدیل شد و پیامدهای گستردهای در منطقه به همراه داشت.
نام یحیی سنوار بهعنوان یکی از چهرههای اصلی طراحی و هدایت این عملیات مطرح شد.
طوفان الاقصی، مسئله فلسطین را بار دیگر به کانون توجه افکار عمومی جهان آورد و معادلات سیاسی و امنیتی منطقه را تحت تأثیر قرار داد. در پی این عملیات، جنگ ویرانگر غزه شدت گرفت و مردم این باریکه با روزهایی آکنده از آوارگی، ویرانی و فقدان روبهرو شدند.
برای سنوار، این رویارویی تنها یک رخداد نظامی نبود؛ مرحلهای از مسیری بود که از سالهای جوانی و تجربه زیستن در اردوگاه آغاز شده و با اسارت طولانی و حضور در ساختار رهبری حماس ادامه یافته بود.
پس از شهادت اسماعیل هنیه در ژوئیه ۲۰۲۴، سنوار به ریاست دفتر سیاسی حماس انتخاب شد. او که پیشتر رهبری این جنبش در غزه را بر عهده داشت، به بالاترین جایگاه سیاسی حماس رسید.
انتخاب سنوار در میانه جنگ، از سوی این جنبش نشانهای از ادامه راه مقاومت و پیوند میان رهبری سیاسی و میدان نبرد دانسته شد؛ پیوندی که سرانجام در واپسین روزهای زندگی او به تصویری ماندگار انجامید.
تلالسلطان؛ واپسین نبرد فرمانده حماس
۱۶ اکتبر ۲۰۲۴، آخرین روز زندگی یحیی سنوار بود. او در منطقه تلالسلطان رفح، در جنوب نوار غزه، در جریان رویارویی با نظامیان صهیونیست به شهادت رسید.
تصاویر منتشرشده از واپسین لحظات زندگی او، بهسرعت در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب یافت و به یکی از تصویرهای شناختهشده جنگ غزه تبدیل شد. در این تصاویر، سنوار زخمی و با صورتی پوشیده با چفیه فلسطینی، در ساختمانی ویران دیده میشود؛ در حالی که در واپسین لحظات، تکهای چوب را به سوی پهپاد رژیم صهیونیستی پرتاب میکند.
گزارشهای منتشرشده درباره آخرین درگیری او حاکی است که سنوار در محله تلالسلطان با نیروهای صهیونیست روبهرو شد و پس از تبادل آتش، در ساختمانی آسیبدیده به نبرد ادامه داد. او در این درگیری مجروح شده بود، اما واپسین تصویرهایش نشان میداد که حتی در آن وضعیت نیز از دفاع و حمله به حضور دشمن دست نکشیده است.
این صحنه معنایی فراتر از تصویر یک فرمانده زخمی داشت؛ مردی که سالها در رأس ساختار سیاسی حماس قرار گرفته بود، در آخرین روز زندگی خود در منطقه درگیری حضور داشت.
تصاویر واپسین لحظات سنوار همچنین ادعاهای دروغ رژیم صهیونیستی درباره پنهان شدن رهبران حماس در تونلها را رسوا کرد. این صحنه نماد مقاومت تا آخرین نفس بود، تصویری که در حافظهها باقی ماند.
چفیهای بر چهره؛ تصویری که از میان ویرانهها برخاست
در جنگ، گاهی یک تصویر میتواند بیش از صدها سخنرانی در ذهن مردم بماند. تصویر واپسین لحظات یحیی سنوار نیز از همین دست بود؛ مردی زخمی در ساختمانی ویران که در برابر پهپاد دشمن، تکهای چوب پرتاب میکند.
برای فلسطینیانی که سالها جنگ، آوارگی و از دست دادن عزیزان را تجربه کردهاند، این تصویر به نمادی از ایستادگی تبدیل شد. چفیهای که چهره سنوار را پوشانده بود، در کنار ساختمان ویران و پهپاد بالای سر او، تصویری ساخت که از محدوده یک درگیری نظامی فراتر رفت.
سنوار پیش از آن نیز بارها در معرض حمله و ترور قرار گرفته بود، اما پایان زندگیاش در دل نبرد رقم خورد. همین پایان، جایگاه او را از فرماندهی که در کنار نیروهای خود میجنگید، پررنگتر کرد.
دو سال پس از شهادت؛ نامی که همچنان در حافظه فلسطین زنده است
اکنون، در دومین سالگرد شهادت یحیی سنوار، تصویر واپسین نبرد او همچنان در حافظهها حضور دارد؛ تصویری از فرماندهای که زندگیاش در اردوگاه آغاز شد، از زندان گذشت، به رأس رهبری حماس رسید و در تلالسلطان رفح به پایان رسید.
یحیی سنوار رفت، اما نامش در روایت مقاومت فلسطین باقی ماند؛ روایتی که در آن، اردوگاه خانیونس نقطه آغاز یک زندگی پرکشمکش بود و تلالسلطان، واپسین قاب از مردی شد که تا آخرین لحظه در میدان نبرد حضور داشت.
