آقای قلعهنویی، لطفا به ناگویا نگاه کن!
خبرانلاین نوشت: بازی نخست امیدها در بازیهای آسیایی ناگویا شاید یک پیام مهمتر از نتیجه و ۳ گل خود داشت، پیامی روشن درباره چیزی که مدتهاست برخی تلاش میکنند آن را نبینند: لیگ برتر ایران پر از...
خبرانلاین نوشت: بازی نخست امیدها در بازیهای آسیایی ناگویا شاید یک پیام مهمتر از نتیجه و ۳ گل خود داشت، پیامی روشن درباره چیزی که مدتهاست برخی تلاش میکنند آن را نبینند: لیگ برتر ایران پر از استعدادهای جوانی است که فقط فرصت میخواهند تا خودشان را نشان دهند.
تیمی که حسین عبدی به ناگویا رساند، در شرایطی آماده مسابقات شد که کمتر چیزی مطابق برنامه پیش رفت. تیم امید دیر شکل گرفت، بسیاری از باشگاههای لیگ برتری همکاری لازم را نداشتند، اردوی تدارکاتی و بازی دوستانه آنچنان که باید برگزار نشد و سفر طولانی به ناگویا نیز خستگی را به این مجموعه تحمیل کرد. تعدادی از بازیکنان تأثیرگذار هم هنوز به تیم اضافه نشدهاند و بعضی دیگر به دلیل محدودیتهای باشگاهی اساساً امکان همراهی ندارند.
در چنین شرایطی، باران و هوای ناگویا هم به مشکلات اضافه شد تا انتظار یک شروع توفانی از امیدها چندان منطقی نباشد. نیمه نخست، نیمه شناختن، هماهنگ شدن و عبور از خستگی بود، اما نیمه دوم داستان کاملاً متفاوت شد. امیدها راه افتادند و وقتی راه افتادند، امارات را زیر فشار گذاشتند. تیم عبدی از همان دقایق ابتدایی نیمه دوم روی دروازه حریف خیمه زد، موقعیت ساخت، حمله کرد و هر بار که اراده کرد، دروازه امارات را تهدید کرد. حاصل این برتری هم ۳ گل بود. البته اگر دقت بیشتری وجود داشت، این عدد میتوانست بیشتر از اینها باشد.
اما شاید مهمتر از ۳ گل، نامهایی بود که در ناگویا دوباره به فوتبال ایران معرفی شدند. پوریا شهرآبادی، کسری طاهری، فرزین معاملهگری، یوسف مزرعه، مسعود محبی و عباس کهریزی، بازیکنانی که بخش قابل توجهی از آنها در هفتههای ابتدایی لیگ برتر فرصت بازی پیدا کردهاند و حالا در لباس تیم امید نشان دادند که درخشششان در لیگ یک اتفاق تصادفی نبوده. این دقیقاً همان جایی است که باید کمی مکث کرد. مدتهاست درباره لیگ ایران با ادبیات تلخ و ناامیدکننده صحبت میشود، از کمبود استعداد گرفته تا فقدان بازیکن جوان و حتی ادعای کویری بودن فوتبال باشگاهی. اما کافی است به ترکیب همین تیم امید نگاه کنیم. بخش قابل توجهی از بازیکنان این تیم محصول همین لیگ هستند. بازیکنانی که همین چند هفته قبل در ورزشگاههای ایران نامشان را شنیدیم و حالا در یک تورنمنت بینالمللی برای تیم امید تعیینکنندهاند.
لیگ نه کویر است و نه سترون، اگر درست دیده شود، معدن است. معدنی که حالا ستارههای جوانش یکی پس از دیگری در حال بیرون آمدن هستند. بازیکنانی که شاید تا چند ماه قبل برای بسیاری ناشناخته بودند اما با اعتماد باشگاهها و حضور در مسابقات رسمی، خودشان را به فوتبال ایران تحمیل کردهاند.
اینجا یک پیام مستقیم برای تیم ملی وجود دارد. تیم ملی نباید منتظر بماند تا این بازیکنان چند سال دیگر از راه برسند. باید از همین امروز آنها را ببیند. اگر بازیکنی در لیگ برتر کیفیت لازم را نشان میدهد، اگر در مسابقات رسمی مقابل بازیکنان باتجربه خودش را تحمیل میکند و اگر همان کیفیت را در یک رقابت بینالمللی هم تکرار میکند، چرا نباید در رادار تیم ملی قرار بگیرد؟
جام ملتهای آسیا در عربستان میتواند محل ظهور نسل تازهای از فوتبال ایران باشد. قرار نیست هر بازیکن جوانی صرفاً به دلیل جوان بودن به تیم ملی دعوت شود؛ اما همانقدر هم منطقی نیست که صرفاً به دلیل سن، درهای تیم ملی به روی بازیکنی بسته بماند که در لیگ برتر و تیم امید خودش را اثبات کرده است.
تیم ملی باید لیگ را با دقت بیشتری تماشا کند؛ نه فقط برای انتخاب بازیکن، بلکه برای کشف آینده. ناگویا یک هشدار و در عین حال یک نوید بود؛ هشدار برای کسانی که استعدادهای لیگ را نمیبینند و نوید برای فوتبال ایرانی که هنوز ستاره تولید میکند. شهرآبادی، طاهری، معاملهگری، مزرعه و دیگر جوانهایی که در هفتههای ابتدایی لیگ خودشان را نشان دادهاند، حالا یک قدم دیگر برداشتهاند. اگر این مسیر ادامه پیدا کند، بعید نیست بخشی از همین نامها خیلی زود از پیراهن امید عبور کنند و به پیراهن تیم ملی برسند.
شاید جام ملتهای عربستان، اولین ایستگاه بزرگ نسل تازه باشد؛ نسلی که ستارههایش را همین لیگ برتر به فوتبال ایران معرفی کرده است.
