ائتلاف مکه؛ چتر امنیتی برای سعودی یا ویترین قدرت؟
به گزارش گزارشِ هنر، در هفتههای اخیر، موضوع همکاریهای دفاعی میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به یکی از محورهای بحث درباره معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است. این همکاری را باید در چارچوب تلاش...
به گزارش گزارشِ هنر، در هفتههای اخیر، موضوع همکاریهای دفاعی میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه به یکی از محورهای بحث درباره معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است. این همکاری را باید در چارچوب تلاش ریاض برای گسترش روابط نظامی و کاهش وابستگی انحصاری به ایالات متحده آمریکا بررسی کرد؛ بهویژه آنکه تحولات نظامی اخیر، پرسشهایی درباره توانایی تسلیحات پیشرفته غربی برای تأمین امنیت پایدار کشورهای منطقه مطرح کرده است.
عربستان سعودی پس از جنگ ۴۰ روزه به این جمعبندی رسیده است که اتکا به آمریکا و خرید تسلیحات پیشرفته از این کشور، بهتنهایی نمیتواند امنیت این پادشاهی را تضمین کند. تلاش ریاض برای گسترش همکاری با بازیگران دیگری مانند ترکیه و پاکستان را میتوان اقدامی برای افزایش گزینههای امنیتی و نظامی ارزیابی کرد.
با این حال نباید از گسترش همکاریهای دفاعی بهسرعت نتیجه گرفت که یک ائتلاف نظامی با توان عملیاتی مشخص و تعهد قطعی اعضا برای ورود به جنگ شکل گرفته است. همکاری دفاعی میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد؛ از فروش تسلیحات و تبادل تجربیات نظامی گرفته تا آموزش، همکاری اطلاعاتی و مشارکت در برنامههای امنیتی. هر یک از این سطوح، الزامات و پیامدهای متفاوتی دارد.
تسلیحات پیشرفته؛ چرا امنیت عربستان تضمین نشده است؟
یکی از پرسشهای مهم درباره وضعیت امنیتی عربستان سعودی، فاصله میان حجم سرمایهگذاری نظامی این کشور و میزان امنیتی است که از این سرمایهگذاری انتظار میرود.
عربستان طی سالهای گذشته تجهیزات و تسلیحات پیشرفتهای خریداری کرده است؛ از سامانههای پدافندی تاد و پاتریوت گرفته تا جنگندههای یوروفایتر، اف ۱۵، اف ۱۶ و تورنادو. این تجهیزات نشان میدهد که ریاض برای تقویت توان نظامی خود هزینههای قابل توجهی متحمل شده است.
با وجود این، برخورداری از تسلیحات پیشرفته بهتنهایی به معنای مصونیت در برابر حملات نیست. عملکرد یک ساختار دفاعی به عوامل مختلفی از جمله نحوه استقرار تجهیزات، هماهنگی میان سامانهها، کیفیت اطلاعات عملیاتی، آموزش نیروها و توانایی مقابله با شیوههای متنوع حمله وابسته است.
مسئله عربستان را نمیتوان تنها به کمبود تسلیحات نسبت داد. تجربه تحولات نظامی اخیر نشان داده است که خرید تجهیزات پیشرفته، حتی از قدرتی مانند آمریکا، بهتنهایی نمیتواند تمام نیازهای امنیتی یک کشور را برطرف کند.
بر همین اساس، این پرسش مطرح میشود که همکاری با ترکیه و پاکستان تا چه اندازه میتواند مشکلات امنیتی عربستان را کاهش دهد. اگر چالش اصلی فراتر از کمبود تجهیزات باشد، افزایش شمار شرکای نظامی نیز بدون مشخص شدن مأموریتها، ظرفیتها و سطح تعهدات آنها به طور حتم به ایجاد امنیت پایدار منجر نخواهد شد.
ائتلاف نظامی یا همکاری محدود به منافع مشترک؟
یکی از نکات مهم در بررسی همکاریهای دفاعی منطقهای، تفاوت میان توافق سیاسی و تعهد عملیاتی است. کشورها ممکن است در زمینه فروش تسلیحات، آموزش نیروها، تبادل اطلاعات یا همکاریهای دفاعی به توافق برسند، اما این توافقها به طور حتم به معنای آمادگی برای ورود به یک جنگ مشترک نیست.
همکاری دفاعی عربستان با ترکیه و پاکستان میتواند علاوه بر ابعاد نظامی، کارکرد سیاسی و تبلیغاتی نیز داشته باشد. چنین همکاریهایی ممکن است این پیام را منتقل کند که ریاض برای تأمین امنیت خود تنها به واشنگتن متکی نیست و در پی گسترش شبکه شرکای منطقهای خود است.
با این حال، برای ارزیابی عملیاتی چنین همکاریهایی باید به پرسشهای مشخصتری پاسخ داد: آیا اعضا برای دفاع از یکدیگر تعهدی روشن و الزامآور پذیرفتهاند؟ دامنه این تعهدات چیست؟ در صورت بروز جنگ، هر کشور چه میزان نیرو و تجهیزات در اختیار طرف مقابل قرار خواهد داد؟ و مهمتر از همه، آیا منافع ملی اعضا در یک بحران واقعی با یکدیگر همراستا خواهد بود؟
پاسخ به این پرسشها تعیین میکند که یک همکاری دفاعی تا چه اندازه میتواند به ائتلافی عملیاتی تبدیل شود. بدون چنین اطلاعاتی، نمیتوان تنها بر اساس اعلام همکاری یا نزدیکی سیاسی کشورها درباره توانایی آنها برای تأمین امنیت یکدیگر قضاوت کرد.
پاکستان و آزمون جنگ یمن؛ منافع ملی در برابر خواسته ریاض
روابط عربستان سعودی و پاکستان نمونه مناسبی برای بررسی تفاوت میان همکاری سیاسی و تعهد نظامی است. دو کشور روابط گستردهای در حوزههای مختلف دارند و پیوندهای اقتصادی، مالی و نظامی میان آنها از اهمیت برخوردار است. حضور نیروی کار پاکستانی در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز بخشی از روابط اقتصادی اسلامآباد با این منطقه را تشکیل میدهد.
با این حال، این روابط به معنای آن نیست که پاکستان در هر شرایطی خواستههای نظامی عربستان را بپذیرد.
نمونه مهم در این زمینه به جنگ یمن بازمیگردد. عربستان سعودی خواستار مشارکت نظامی پاکستان در جنگ شد، اما پارلمان این کشور با ورود نظامی پاکستان به درگیری مخالفت کرد. این تصمیم نشان داد که حتی روابط نزدیک سیاسی و اقتصادی نیز نمیتواند بهطور خودکار زمینه مشارکت نظامی یک کشور در جنگی را فراهم کند که ممکن است هزینههای سنگینی برای آن داشته باشد.
در ارزیابی روابط کنونی اسلامآباد و ریاض نیز باید منافع ملی پاکستان را در نظر گرفت. وابستگیهای اقتصادی و نیازهای مالی ممکن است بر تصمیمهای پاکستان اثر بگذارد، اما نمیتوان نتیجه گرفت که این کشور حاضر است منافع ملی خود را برای تأمین منافع عربستان کنار بگذارد.
ورود به یک جنگ منطقهای میتواند پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه داشته باشد. چنین تصمیمی ممکن است امنیت داخلی، روابط خارجی، وضعیت اقتصادی و مناسبات پاکستان با دیگر کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. از همین رو، همکاری نظامی با عربستان را نباید معادل پذیرش بیقیدوشرط درخواستهای احتمالی ریاض دانست.
ترکیه چه منافعی در همکاری دفاعی با عربستان دارد؟
ترکیه نیز در بررسی این همکاری جایگاه ویژهای دارد. آنکارا در سالهای گذشته تلاش کرده است نقش خود را در معادلات امنیتی منطقه گسترش دهد و جایگاه صنایع دفاعی خود را تقویت کند. توسعه همکاریهای نظامی با کشورهای منطقه میتواند فرصتهایی برای افزایش نفوذ سیاسی، گسترش بازار تسلیحات و تقویت روابط راهبردی ترکیه فراهم کند.
ترکیه ممکن است از همکاری با عربستان برای تقویت جایگاه نظامی و سیاسی خود بهره ببرد. در این چارچوب، فروش تسلیحات، تبادل تجربیات نظامی و توسعه همکاریهای دفاعی میتوانند از جمله زمینههای مورد توجه آنکارا باشند.
با این حال، این ارزیابی به معنای آن نیست که ترکیه در هر شرایطی آماده ورود به جنگ در کنار عربستان خواهد بود. تصمیم درباره مشارکت مستقیم در یک درگیری نظامی به ارزیابی هزینهها و منافع آن وابسته است. نزدیکی سیاسی یا همکاری تسلیحاتی، بهتنهایی نمیتواند میزان آمادگی یک کشور برای پذیرش چنین هزینههایی را مشخص کند.
ترکیه نیز مانند پاکستان، ملاحظات امنیتی و سیاسی خاص خود را دارد و در تصمیمگیری درباره بحرانهای منطقهای، این ملاحظات را در نظر خواهد گرفت. از همین رو، باید میان تمایل آنکارا به گسترش نفوذ منطقهای و آمادگی آن برای ورود به یک جنگ مشخص تمایز قائل شد.
آیا همکاری دفاعی میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد؟
گسترش همکاریهای دفاعی میان کشورهای منطقه میتواند بر محاسبات امنیتی بازیگران مختلف تأثیر بگذارد، اما میزان این تأثیر به ظرفیت واقعی همکاری و سطح تعهدات اعضا بستگی دارد.
اگر همکاریها به تبادل اطلاعات، آموزش نظامی، فروش تجهیزات و هماهنگیهای دفاعی محدود بماند، پیامدهای آن با شرایطی که اعضا تعهدی روشن برای دفاع نظامی از یکدیگر پذیرفته باشند، متفاوت خواهد بود. همچنین، اختلاف منافع میان اعضا میتواند در زمان بروز بحران، دامنه همکاریها را محدود کند.
ترکیه و پاکستان، مانند دیگر بازیگران منطقهای، محاسبات خاص خود را دارند و تلاش میکنند از همکاری با عربستان در جهت تأمین منافعشان استفاده کنند. بر این اساس، نمیتوان انتظار داشت که این کشورها تنها به دلیل روابط اقتصادی یا امضای توافقهای دفاعی، هزینههای یک جنگ احتمالی را بدون در نظر گرفتن منافع ملی خود بپذیرند.
از سوی دیگر، عربستان نیز با گسترش همکاریهای نظامی به دنبال تقویت موقعیت امنیتی خود است؛ اما تحقق این هدف تنها به تعداد شرکای نظامی یا حجم تسلیحات خریداریشده وابسته نیست. هماهنگی عملیاتی، شفافیت تعهدات، توانایی دفاعی و میزان همسویی منافع اعضا، از جمله عواملی هستند که بر کارآمدی چنین همکاریهایی اثر میگذارند.
همکاری دفاعی به معنای تعهد به جنگ نیست
بررسی همکاری دفاعی عربستان، پاکستان و ترکیه نشان میدهد که برای ارزیابی ظرفیت واقعی چنین ترتیباتی، نباید تنها به اعلام توافقها و روابط سیاسی کشورها توجه کرد. توانمندی نظامی اعضا، اهداف آنها از همکاری، محدودیتهای اقتصادی و امنیتی و میزان آمادگی برای پذیرش هزینههای یک درگیری مستقیم، همگی در تعیین کارآمدی این همکاریها نقش دارند.
تجربه جنگ یمن و مخالفت پارلمان پاکستان با مشارکت نظامی در جنگ یمن نیز نشان میدهد که روابط نزدیک با عربستان به طور حتم به معنای پذیرش درخواستهای نظامی این کشور نیست. ترکیه و پاکستان نیز در هرگونه همکاری دفاعی، منافع و ملاحظات ملی خود را در نظر خواهند گرفت.
از این منظر، پرسش اصلی نه تنها شکلگیری همکاری دفاعی میان سه کشور، بلکه میزان توانایی آنها برای تبدیل این همکاری به سازوکاری مؤثر و عملیاتی است. تا زمانی که دامنه تعهدات، ظرفیتهای واقعی و نحوه واکنش اعضا در شرایط بحرانی روشن نباشد، نمیتوان این همکاری را تضمینی قطعی برای امنیت عربستان یا نشانهای از شکلگیری یک ائتلاف آماده جنگ دانست.
