جنگ؛ تقویت موقت دلار و شتابگیری روند دلارزدایی
به گزارش گزارشِ هنر، تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال در بازار انرژی طی سالهای اخیر، بحث درباره آینده نظام پولی و مالی جهان را وارد مرحله تازهای کرده است. افزایش ریسکهای تجاری و امنیتی، نوسان قیمت انرژی...
به گزارش گزارشِ هنر، تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال در بازار انرژی طی سالهای اخیر، بحث درباره آینده نظام پولی و مالی جهان را وارد مرحله تازهای کرده است. افزایش ریسکهای تجاری و امنیتی، نوسان قیمت انرژی و تغییر الگوی ذخایر بانکهای مرکزی، در کنار گسترش استفاده از ارزهای محلی و افزایش تقاضا برای طلا، از جمله عواملی هستند که میتوانند بر جایگاه ارزهای اصلی در اقتصاد جهانی اثر بگذارند. در این میان، جنگ و نااطمینانیهای ناشی از آن از یک سو میتواند در کوتاهمدت تقاضا برای داراییهای امن و دلاری را افزایش دهد و از سوی دیگر، انگیزه کشورها برای تنوعبخشی به ذخایر و سازوکارهای پرداخت را تقویت کند. در همین چارچوب، زهرا فتورهچی، کارشناس اقتصادی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا به بررسی تأثیر تحولات خاورمیانه بر بازار انرژی، رفتار سرمایهگذاران، جایگاه دلار و یوان، نقش طلا و چشمانداز حرکت اقتصاد جهانی به سمت نظام پولی چندقطبی پرداخته است.
جنگ، روند دلارزدایی را تسریع میکند
فتورهچی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با اشاره به رفتار سرمایهگذاران در شرایط جنگی اظهار کرد: در شرایط افزایش نااطمینانی، سرمایهگذاران بهطورمعمول به سمت داراییهایی میروند که ریسک کمتری داشته باشد و بتواند بازدهی بهنسبت قابل پیشبینی ایجاد کند. اوراق قرضه و بهویژه اوراق خزانه آمریکا از جمله ابزارهایی هستند که در چنین شرایطی مورد توجه قرار میگیرند و این موضوع میتواند در کوتاهمدت و میانمدت به تقویت دلار منجر شود.
وی افزود: خلیج فارس قلب تپنده بازار انرژی جهان است و جنگ فعلی، تجارت نفت و حملونقل دریایی را با اختلال مواجه کرده است. در چنین شرایطی، حتی ممکن است شرکتهای حملونقل دریایی در مقاطعی بیش از شرکتهای نفتی منتفع شوند؛ زیرا افزایش ریسک مسیرهای دریایی، نرخ حملونقل و هزینههای بیمه را بالا میبرد.
این کارشناس اقتصادی ادامه داد: اگر جنگ ادامه پیدا کند و قیمت نفت برای مدت طولانی در محدوده ۱۲۰ تا ۱۵۰ دلار قرار گیرد، آثار آن فقط به بازار نفت محدود نخواهد شد. چنین سطحی از قیمت انرژی میتواند فشار قابل توجهی بر اقتصادهای واردکننده نفت ایجاد کند و در نهایت هزینه تولید و حملونقل کالا را در سطح جهان افزایش دهد.
وی تصریح کرد: در هفتههای اخیر نیز شاهد افزایش شدید هزینه حملونقل بودهایم. برای نمونه، رویترز گزارش داده است نرخ حمل کانتینر از چین به سواحل شرقی آمریکا به حدود ۱۰ هزار و ۹۴۸ دلار برای هر کانتینر ۴۰ فوتی رسیده که بیش از چهار برابر سطح پیش از جنگ است.
فتورهچی با اشاره به کاهش ذخایر استراتژیک انرژی بیان کرد: اگر جنگ طولانی شود و ذخایر استراتژیک نفت کشورها نیز کاهش پیدا کند، کشورهای آسیایی که وابستگی بیشتری به نفت خاورمیانه دارند، از جمله چین، هند، ژاپن و کره جنوبی، با یک پرسش جدی مواجه خواهند شد؛ اینکه آیا همچنان باید برای خرید انرژی و انجام مبادلات بینالمللی به نظام مالی تحت سلطه دلار وابسته باشند یا به دنبال مسیرهای جایگزین بروند.
وی افزود: در چنین شرایطی، استفاده از یوان، ارزهای محلی، طلا و حتی برخی ابزارهای دیجیتال میتواند برای کشورها جذابتر شود؛ زیرا آنها تلاش میکنند ریسک وابستگی به یک ارز یا یک نظام مالی را کاهش دهند.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به جایگاه چین در بازار انرژی جهان گفت: چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است و اگر در نتیجه تحولات خاورمیانه، سهم مبادلات انرژی با یوان افزایش پیدا کند، این مسئله میتواند به بینالمللی شدن یوان از مسیر تجارت انرژی کمک کند.
وی ادامه داد: در ادبیات اقتصادی از مفهوم «پترویوان» برای اشاره به مبادلات نفتی با یوان استفاده میشود؛ یعنی بخشی از نقشی که تاکنون دلار در تجارت انرژی داشته است، میتواند در صورت فراهم شدن شرایط به یوان منتقل شود.
فتورهچی خاطرنشان کرد: اگر کشورهای منطقه که طی سالهای گذشته برای تأمین امنیت خود به آمریکا وابستگی داشتهاند، در شرایط بحرانی احساس کنند که حمایت امنیتی آمریکا مطابق انتظار آنها نیست، ممکن است در سیاستهای اقتصادی و تجاری خود نیز به سمت تنوعبخشی حرکت کنند و سهم یوان یا ارزهای محلی را در مبادلات خود افزایش دهند.
وی تأکید کرد: البته این مسئله به عملکرد چین نیز بستگی دارد. اگر چین بتواند در این شرایط از ظرفیتهای اقتصادی و انرژی خود بهدرستی استفاده کند، امکان افزایش نقش یوان در تجارت انرژی وجود خواهد داشت؛ هرچند بسیاری از کشورهای جهان نیز تمایلی ندارند وابستگی به دلار را صرفاً با وابستگی به یک ارز یا قدرت مالی دیگر جایگزین کنند.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به نقش طلا در نظام پولی آینده گفت: برنده پنهان این تحولات میتواند طلا باشد. بانکهای مرکزی همچنان در حال تنوعبخشی به ذخایر خود هستند و خرید طلا یکی از ابزارهای این روند است. بر اساس گزارش شورای جهانی طلا، خرید خالص طلا توسط بانکهای مرکزی در سهماهه دوم ۲۰۲۶ به ۲۸۹ تن رسید و خرید نیمه نخست سال به ۳۴۵ تن رسید.
وی افزود: اگر کشورهای جهان نخواهند تمام ذخایر خود را به دلار یا یوان اختصاص دهند و نخواهند به یک قدرت مالی واحد وابسته باشند، طلا میتواند بهعنوان یک دارایی مستقل، جذابیت بیشتری پیدا کند.
فتورهچی ادامه داد: بنابراین آینده نظام پولی جهان به معنای حذف دلار یا جایگزینی آن با یوان نیست. ممکن است در آینده ترکیبی از دلار، یوان، یورو، ارزهای محلی، طلا و حتی ابزارهای دیجیتال مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، آنچه اهمیت دارد، شکستن انحصار یک ارز و حرکت به سمت تنوع بیشتر در نظام پولی و مالی جهان است.
وی با اشاره به رویکرد بریکس گفت: در مواضع اخیر این گروه نیز تأکید بیشتری بر استفاده از ارزهای محلی و توسعه سازوکارهای پرداخت فرامرزی دیده میشود و بحث ایجاد یک ارز مشترک واحد، دستکم در این مقطع، محور اصلی تصمیمات اقتصادی بریکس نیست.
این کارشناس اقتصادی درباره جایگاه ایران در این تحولات اظهار کرد: از نظر اندازه اقتصاد، ایران بهتنهایی آن اندازه قدرت اقتصادی ندارد که بتواند نظم پولی جهان را تغییر دهد، اما ایران از دو ظرفیت مهم برخوردار است؛ نخست قدرت نظامی و دوم موقعیت ژئوپلیتیکی.
وی افزود: ایران در کنار تنگه هرمز و خلیج فارس قرار دارد، در مسیرهای ارتباطی مهم منطقه واقع شده و در عین حال عضو بریکس و برخی سازوکارهای اقتصادی منطقهای است، بنابراین ایران را نمیتوان صرفاً بر اساس اندازه اقتصادش در معادلات آینده نظام پولی و تجاری جهان ارزیابی کرد.
فتورهچی تصریح کرد: به اعتقاد من، ایران نمیتواند «معمار دلارزدایی» باشد، اما میتواند یک کاتالیزور مؤثر برای این روند باشد. جنگ ایران میتواند از مسیر افزایش اختلال در انرژی، افزایش ریسکهای ژئوپلیتیکی، تشدید نگرانی سرمایهگذاران و گسترش استفاده از تحریمهای مالی، انگیزه کشورها برای کاهش وابستگی به نظام مالی آمریکا را افزایش دهد.
وی ادامه داد: وقتی هر هفته تحریمهای جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال میشود و حتی کشورهایی که با ایران ارتباط اقتصادی دارند نیز با محدودیت مواجه میشوند، طبیعی است که سایر کشورها نیز نسبت به وابستگی بیش از حد به یک نظام مالی حساستر شوند. در چنین شرایطی، تنوعبخشی به ذخایر بانکهای مرکزی، خرید طلا و استفاده بیشتر از یوان و سایر ارزهای رایج میتواند افزایش پیدا کند.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: معنای این اتفاق، از بین

رفتن فوری دلار نیست؛ بلکه میتواند به تدریج انحصار دلار را کاهش دهد. اگر کشورها بتوانند بخشی از تجارت، ذخایر و سرمایهگذاریهای خود را به ارزهای مختلف منتقل کنند، وزن دلار در نظام مالی جهان کاهش خواهد یافت.
وی گفت: از این منظر، جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل میتواند یکی از عوامل مؤثر بر تغییرات نظام پولی جهان باشد؛ بهویژه اگر اختلال در تنگه هرمز ادامه پیدا کند، ناامنی در دریای سرخ تشدید شود و فشار بر مسیرهای کشتیرانی افزایش یابد. در چنین شرایطی، افزایش هزینه انرژی و حملونقل میتواند تورم جهانی را بالا ببرد و کشورهای واردکننده انرژی را با هزینههای بیشتری مواجه کند.
فتورهچی افزود: در نهایت این پرسش مطرح میشود که کشورهای واردکننده انرژی این هزینه را با چه ارزی پرداخت کنند و آیا همچنان باید تمام این مبادلات از مسیر نظام مالی دلار انجام شود یا خیر. همین پرسش میتواند به یکی از محرکهای افزایش سرعت دلارزدایی تبدیل شود.
وی در جمعبندی تحلیل خود گفت: در کوتاهمدت و میانمدت، از نگاه من، آمریکا و دلار میتوانند از شرایط جنگی منتفع شوند؛ زیرا افزایش نااطمینانی، تقاضا برای داراییهای امن و نیاز به تأمین مالی میتواند تقاضا برای داراییهای دلاری را افزایش دهد. اما در بلندمدت، چین نیز در صورت استفاده درست از ظرفیتهای اقتصادی و انرژی خود میتواند نقش پررنگتری در این روند پیدا کند.
این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: با این حال، به نظر من برنده اصلی در بلندمدت میتواند یک نظام جهانی چندقطبی باشد؛ نظامی که در آن تجارت بینالمللی تنها به یک ارز وابسته نباشد و دلار، یوان، یورو، ارزهای محلی، طلا و سایر ابزارهای پرداخت در کنار یکدیگر مورد استفاده قرار گیرند.
وی افزود: نقطه عطف جنگ ایران از این منظر آن است که میتواند روند تبدیل دلار از یک ارز غالب به یکی از ارزهای مهم نظام پولی جهان را سرعت ببخشد؛ البته تحقق چنین سناریویی به مجموعهای از عوامل اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی و همچنین نحوه واکنش کشورهای مختلف بستگی دارد.
فتورهچی خاطرنشان کرد: بنابراین اقتصاد ایران را نباید تنها از زاویه داخلی بررسی کرد. جایگاه ایران در اقتصاد جهانی، مسیرهای انرژی، کریدورهای تجاری، عضویت در بریکس و تحولات نظام پولی بینالمللی، همگی باید در تحلیل آینده اقتصاد ایران مورد توجه قرار گیرد.
وی در پایان گفت: اگر ایران بتواند اصلاحات اقتصادی خود را آغاز کند و جایگاه خود را در ساختار چندقطبی اقتصاد جهانی بهدرستی تعریف کند، میتواند از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود برای افزایش نقش و سهمش در ترتیبات جدید اقتصادی جهان استفاده کند.
به گزارش ایمنا، تحولات ژئوپلیتیکی و اختلال احتمالی در بازار انرژی میتواند همزمان دو اثر متفاوت بر نظام مالی جهان داشته باشد؛ در کوتاهمدت، افزایش نااطمینانی ممکن است تقاضا برای دلار و داراییهای امن را تقویت کند، اما تداوم این شرایط میتواند کشورها را به سمت تنوعبخشی به ذخایر، استفاده از ارزهای محلی، یوان و طلا سوق دهد، بر این اساس آینده نظام پولی جهان به معنای حذف دلار و جایگزینی آن با یک ارز دیگر نیست، بلکه میتواند به سمت ساختاری متنوعتر و چندقطبی حرکت کند، در این میان جایگاه ایران نیز به ظرفیتهای ژئوپلیتیکی، انرژی، تجاری و نحوه اجرای اصلاحات اقتصادی داخلی وابسته خواهد بود.
