بریکس و وقت شکستن محاصره اقتصادی
به گزارش گزارشِ هنر، عضویت ایران در بریکس را نمیتوان تنها به افزایش تعداد شرکای سیاسی کشور یا یک موفقیت در عرصه دیپلماسی محدود کرد. اهمیت این عضویت زمانی روشن میشود که از زاویه اقتصاد به آن نگاه...
به گزارش گزارشِ هنر، عضویت ایران در بریکس را نمیتوان تنها به افزایش تعداد شرکای سیاسی کشور یا یک موفقیت در عرصه دیپلماسی محدود کرد. اهمیت این عضویت زمانی روشن میشود که از زاویه اقتصاد به آن نگاه کنیم؛ جایی که ایران میتواند بخشی از محدودیتهای سالهای گذشته را دور بزند، بازارهای صادراتی خود را متنوعتر کند و ارتباط اقتصادیاش را با مجموعهای از اقتصادهای بزرگ و اثرگذار جهان گسترش دهد.
بریکس، اگر با سیاست اقتصادی حسابشده همراه شود، میتواند برای ایران از یک عنوان سیاسی فراتر برود و به بستری برای توسعه تجارت، سرمایهگذاری، انتقال فناوری و ترانزیت تبدیل شود، البته فاصله میان «ظرفیت» و «دستاورد» را نمیتوان نادیده گرفت؛ این فرصت زمانی ارزش پیدا میکند که به پروژه و قرارداد و مسیر تجاری واقعی تبدیل شود.
بازارهای بزرگ، مقصد نخست
یکی از نخستین ظرفیتهای حضور ایران در بریکس، دسترسی گستردهتر به بازارهای بزرگ است. کشورهای عضو این مجموعه سهم قابل توجهی از جمعیت، تولید و تجارت جهان را در اختیار دارند و همین مسئله میتواند برای اقتصادی که بهدنبال توسعه صادرات غیرنفتی است، اهمیت ویژهای داشته باشد.
پتروشیمی، فولاد، مواد معدنی، محصولات کشاورزی و غذایی، دارو، تجهیزات صنعتی و خدمات فنی و مهندسی، تنها بخشی از حوزههایی هستند که میتوان برای حضور پررنگتر در بازار این کشورها روی آنها حساب کرد. با این حال، مسئله تنها افزایش عدد صادرات نیست؛ اگر قرار باشد بریکس برای اقتصاد ایران اثر ماندگاری داشته باشد، باید سهم محصولات با ارزشافزوده بالاتر نیز در این مسیر افزایش پیدا کند.
پول، فناوری و سرمایه؛ سه حلقه مهم
بخش دیگری از این ظرفیت بهمناسبات مالی بازمیگردد. محدودیت دسترسی ایران به شبکههای مالی بینالمللی و هزینه بالای انتقال پول، سالها یکی از موانع تجارت خارجی کشور بوده است. گسترش استفاده از ارزهای ملی، پیمانهای پولی دوجانبه و سازوکارهای تازه پرداخت میان اعضای بریکس میتواند بخشی از این هزینه و ریسک را کاهش دهد.
در کنار آن، شاید جذابترین بخش ماجرا برای اقتصاد ایران، سرمایه و فناوری باشد. توسعه راهآهن، بندرها، انرژی، صنایع، حملونقل و اقتصاد دیجیتال به سرمایهگذاریهای قابل توجهی نیاز دارد و کشورهای عضو بریکس نیز از ظرفیتهای مالی، صنعتی و فناورانه قابل ملاحظهای برخوردارند.
اینجا دیگر مذاکرههای کلی کافی نیست. ایران باید پروژههای مشخص و آماده سرمایهگذاری را روی میز بگذارد و به سمت سرمایهگذاری مشترک، تولید مشترک و انتقال فناوری حرکت کند، چراکه بریکس زمانی برای اقتصاد ایران معنا پیدا میکند که سرمایه و فناوری از روی کاغذ به پروژههای واقعی برسند.
وقتی جغرافیا به پول تبدیل میشود
یکی از مزیتهایی که ایران حتی بدون عضویت در هیچ ائتلافی هم در اختیار دارد، موقعیت جغرافیایی آن است. ایران در مسیر اتصال آسیای مرکزی، روسیه، هند و آبهای جنوبی قرار گرفته و همین موقعیت میتواند در مناسبات اقتصادی بریکس به یک مزیت جدی تبدیل شود.
فعالتر شدن کریدور شمال-جنوب، توسعه خطوط ریلی و جادهای، تقویت بندرها و شکلگیری مراکز لجستیکی میتواند ایران را به یکی از حلقههای مهم تجارت میان اعضای این مجموعه تبدیل کند. منفعت این مسیر هم تنها به درآمد ترانزیتی محدود نمیشود؛ حملونقل، انبارداری، خدمات بندری، تعمیرات، بیمه و خدمات مالی میتوانند مجموعهای از فعالیتهای اقتصادی و فرصتهای شغلی را در اطراف این کریدورها شکل دهند.
نفت و گاز؛ از خامفروشی تا زنجیره ارزش
انرژی نیز یکی دیگر از میدانهایی است که بریکس میتواند برای ایران فرصت ایجاد کند. ذخایر گسترده نفت و گاز زمانی به یک مزیت پایدار اقتصادی تبدیل میشوند که در کنار بازار، سرمایه و فناوری قرار بگیرند.
همکاری با اعضای بریکس میتواند از فروش نفت خام فراتر برود و به سرمایهگذاری مشترک در پالایشگاهها، پتروشیمی، تولید برق، انرژیهای تجدیدپذیر و صنایع پاییندستی برسد، در چنین مدلی، هدف تنها فروش یک منبع زیرزمینی نیست، بلکه تبدیل انرژی به زنجیرهای از تولید، سرمایهگذاری و درآمد پایدار است.
بریکس خودش معجزه نمیکند
با همه این ظرفیتها، نباید تصور کرد که صرف عضویت ایران در بریکس بهخودیخود رشد اقتصادی ایجاد میکند. عضویت، در بهترین حالت، درِ یک مجموعه بزرگ از فرصتها را باز میکند؛ اینکه ایران از این در وارد شود یا نه، به سیاستگذاری داخلی و نحوه استفاده از ظرفیتها بستگی دارد.
تهیه فهرستی از پروژههای آماده سرمایهگذاری، شناسایی بازارهای اولویتدار، تسهیل مقررات صادرات، تقویت زیرساختهای گمرکی و حملونقل و ایجاد ابزارهای مالی مناسب، بخشی از اقداماتی است که میتواند فرصتهای پراکنده بریکس را به یک برنامه اقتصادی منسجم تبدیل کند.
بریکس؛ فرصت اقتصادی ایران برای عبور از سیاست تکمحوری
مهدی خورسند، کارشناس مسائل آسیای مرکزی در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: به نظرم جمهوری اسلامی ایران در اجلاس اخیر بریکس با دست پر حضور پیدا کرد و این حضور را میتوان در سه سطح بررسی کرد، نخستین سطح، حضور وزیر اقتصاد و تیمی از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران بود که به نظرم حضور موفقی محسوب میشود.
وی افزود: سطح دوم، حضور وزیر امور خارجه بود که به نظرم چندان موفق نبود، چراکه ما در بیانیه پایانی نشست وزرای امور خارجه نتوانستیم موضوع حمایت از ایران و محکومیت آمریکا را بگنجانیم.
این کارشناس مسائل آسیای مرکزی ادامه داد: سطح سوم، حضور آقای پزشکیان بهعنوان رئیس هیئت و کاروان ایران بود که به نظرم حضور موفقی داشت. با وجود همه مسائلی که درباره این حضور گفته میشود، دیدارهای پزشکیان و طرح موضوع درباره حقانیت و مظلومیت جمهوری اسلامی ایران در جنگهایی که بر ما تحمیل شد، توانست افکار عمومی را درگیر کند و مواضع کشورهای حاضر را در حمایت از جمهوری اسلامی ایران برانگیزد و این نکته مهمی است.
خورسند تصریح کرد: از این حیث، اجلاس بریکس، اجلاس موفقی برای تهران در دهلینو بود، اما باید توجه داشت که بریکس یک نهاد اقتصادی است و با نهادی همچون سازمان همکاریهای شانگهای که رویکرد امنیتی دارد و انتظار میرود برای ما آورده و همراهی امنیتی داشته باشد، متفاوت است.
وی گفت: بریکس یک نهاد اقتصادی است و حضور وزیر اقتصاد و تیم بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در این اجلاس نیز در شرایطی حائز اهمیت و مهم بود که عضویت ایران در نهادهای منطقهای همواره باید با اصلاح سازوکارهای داخلی برای پذیرفتن قوانین این نهادها و همسویی با سازوکارهای آنها همراه باشد تا عضویت ایران در چنین نهادهایی به ثمر برسد.
این کارشناس مسائل آسیای مرکزی افزود: این مسئله برای جمهوری اسلامی ایران حائز اهمیت بود و فکر میکنم فرایند عضویت دائمی خود در بریکس، اصلاح سازوکارهای داخلی و همسو کردن این سازوکارها با بریکس را آغاز کردهایم. ایران عضو صندوق ذخیره بریکس شده و سهامدار این صندوق است که اهمیت زیادی دارد؛ همچنین عضو بانک بریکس شدهایم که این مسئله نیز بسیار حائز اهمیت است و میتواند در آینده آوردههایی برای کشور به همراه داشته باشد.
خورسند خاطرنشان کرد: این مسئله را باید از دو بعد مورد توجه قرار داد که نخستین بعد، بعد داخلی است. ما باید در داخل کشور بپذیریم که چه اتفاقی در صحنه روابط بینالملل و در بعد منطقهای و اقتصاد منطقهای برای ما رخ داده است.
وی ادامه داد: پذیرفتن این موضوع بخشی از این مسئله است که نهادهای متولی، از جمله سازمان توسعه تجارت و نهادهای نظارتی، اقدامات درستی را برای آشنایی دقیقتر تجار، بازرگانان، تولیدکنندگان و صنعتگران ایرانی با چنین بازارهایی انجام دهند و زمینه استفاده از چنین فرصتهایی را فراهم کنند.
این کارشناس مسائل آسیای مرکزی با اشاره به ضرورت ایجاد توازن در سیاست خارجی گفت: نکته دوم این است که معتقدم جمهوری اسلامی ایران باید این موضوع را درک کند و تلاش و تمرکز خود را در حوزه سیاست خارجی متوازن کند. چرا از توازن صحبت میکنیم؟ ایران در حوزه سیاست خارجی، در همه دولتها و دستکم در اکثر دولتها، تمرکز خود را بر حل مسئله و پرونده ایران با غرب قرار داده است. این مسئله از اهمیت برخوردار است و باید توجه دقیقی به آن داشته باشیم.
خورسند تأکید کرد: معتقدم ایران باید نگاه متوازنتری در عرصه سیاست خارجی خود داشته باشد؛ هم در نگاه به غرب و هم در نگاه به شرق. باید اراده بزرگی در حوزه سیاست خارجی، در کنار سیاست داخلی، به وجود بیاید تا بتوانیم از ثمرات عضویت در چنین نهادهایی بهره کافی را ببریم.
به گزارش ایمنا، در نهایت، ارزش بریکس برای ایران به تعداد جلسات و بیانیهها سنجیده نمیشود؛ معیار اصلی این است که چه میزان از این ظرفیت به صادرات بیشتر، سرمایهگذاری واقعی، انتقال فناوری، ترانزیت فعالتر و درآمد پایدار تبدیل شود.
اگر این اتفاق رخ دهد، بریکس میتواند برای ایران چیزی فراتر از یک صندلی در یک ائتلاف اقتصادی باشد؛ میتواند سکویی برای ایستادن در نقشه تازه اقتصاد جهان باشد.
