صرفهجویی و هوای پاک؛ دستاورد پروژه ایرانی در قلب صنعت
به گزارش گزارشِ هنر، در دل یکی از سنگینترین و پیچیدهترین فرایندهای صنعتی کشور، جایی که غبار و آلایندهها همواره از چالشهای جدی تولید به شمار میروند، اصلاح یک مسیر فنی در کوره بلند شماره دو...
به گزارش گزارشِ هنر، در دل یکی از سنگینترین و پیچیدهترین فرایندهای صنعتی کشور، جایی که غبار و آلایندهها همواره از چالشهای جدی تولید به شمار میروند، اصلاح یک مسیر فنی در کوره بلند شماره دو ذوبآهن اصفهان به تجربهای فراتر از یک پروژه تعمیراتی تبدیل شد؛ پروژهای که با هدف افزایش قدرت مکش و جمعآوری غبار، کاهش افت فشار و کنترل انتشار آلایندهها اجرا شد و همزمان صرفهجویی قابل توجهی در هزینههای اجرایی بههمراه داشت.
پروژه اصلاح داکتینگ آسپراسیون کوره بلند شماره ۲ ذوبآهن اصفهان در چارچوب برنامه جامع زیستمحیطی این شرکت و در راستای تعهدات آن به سازمان حفاظت محیط زیست استان اصفهان تعریف شد؛ طرحی که پس از نیمهتمام ماندن عملیات پیمانکار، با تکیه بر دانش، تجربه و توان فنی کارکنان ذوبآهن و همکاری مدیریتهای کوره بلند، نت مکانیک و نت راه و ساختمان در مدت زمانی کوتاه به سرانجام رسید.
در این طرح، مدیریت کوره بلند بهعنوان ناظر پروژه و مسئول تأمین، طراحی و داکتینگ، مدیریت نت مکانیک بهعنوان مجری عملیات مکانیکی و مسئول تغییر طرح و طراحی قطعات و مدیریت نت راه و ساختمان نیز بهعنوان مجری عملیات ساختمانی ایفای نقش کردند؛ همکاریای که نشان داد استفاده حداکثری از ظرفیتهای داخلی، میتواند در کنار تسریع اجرای پروژههای تخصصی، هزینههای اجرایی را نیز به شکل محسوسی کاهش دهد.
مسئله چه بود؟ وقتی غبار بهخوبی مهار نمیشد
مسعود فروغی، مهندس ارشد انرژیتیک بخش کوره بلند ذوبآهن اصفهان، به خبرنگار ایمنا درباره این پروژه میگوید: داکتینگ آسپراسیون کوره بلند شماره دو مربوط به مکش غبار از محوطه ریختهگری کوره بلند و بخشهایی از جمله محدوده کنار مجراهای چدن و سرباره است که پیش از اجرای طرح اصلاحی، مکش مناسبی در این نقاط وجود نداشت.
وی میافزاید: پس از بررسی سیستم توسط مشاور مهندسی کارخانه، مدلسازی و تحلیل سیالاتی انجام شد و طرح اصلاحی برای کانالهای مکنده تهیه شد. پس از برگزاری مناقصه، ساخت کانالها توسط پیمانکار انجام گرفت و در توقف کوتاهمدت کوره بلند در اسفند سال ۱۴۰۲، بخشی از تجهیزات و دمپرها نصب شد.
با این حال، اجرای پروژه در همان مرحله متوقف نماند. پیمانکار پس از انجام بخشی از عملیات، پروژه را نیمهکاره رها کرد و ادامه مسیر به ظرفیتهای داخلی کارخانه سپرده شد.
فروغی خاطرنشان میکند: پس از تصمیمگیری در کمیسیون معاملات و شورای معاونین، مقرر شد ادامه عملیات با تکیه بر توانمندیهای داخل کارخانه و همکاری مدیریتهای نت مکانیک، نت راه و ساختمان و کوره بلند انجام شود. عملیات نصب کانالها و قطعات ساختهشده در نهایت طی حدود ۱۷ روز با موفقیت به پایان رسید.
تغییر مسیر برای افزایش مکش و مهار غبار
روحالله هادی، سرپرست دفتر فنی بخش کوره بلند، نیز با اشاره به اهمیت زیستمحیطی این پروژه میگوید: «پروژه داکتینگ آسپراسیون از پروژههای مهم زیستمحیطی کوره بلند شماره دو محسوب میشود که با تلاش واحد انرژی بخش و همکاری سایر مدیریتها مجدد در دستور کار قرار گرفت و تکمیل شد.
وی درباره یکی از مهمترین ایرادهای طرح قبلی میافزاید: در طرح قبلی حدود هفت زانوی ۹۰ درجه در مسیر وجود داشت که موجب افزایش افت فشار و کاهش عملکرد مکش میشد. در طرح اصلاحی، مسیر داکتینگ تغییر کرد و با ایجاد زوایای مناسبتر، شرایط سیالاتی بهبود پیدا کرد تا مکش غبار افزایش پیدا و میزان انتشار آلایندهها در محیط کاهش پیدا کند.
به گفته هادی، اجرای طرح جدید تنها به تغییر مسیر محدود نبود و بخشی از تجهیزات نیز نیازمند بازطراحی و اصلاح بود. وی اظهار میکند: بخشی از قطعات پروژه از قبل آماده شده بود، اما نیاز به بازطراحی و اصلاح داشت و برخی قطعات نیز آماده نبود. این قطعات با تلاش کارکنان دفتر فنی بخش و مدیریت نت مکانیک در کوتاهترین زمان آماده و به محل پروژه منتقل شد.
پروژهای که با یکسوم هزینه پیمانکار اجرا شد
یکی از مهمترین دستاوردهای این پروژه، استفاده حداکثری از توان تخصصی و ظرفیتهای موجود در ذوبآهن اصفهان بود؛ رویکردی که علاوهبر کاهش زمان اجرا، صرفهجویی قابل توجهی در هزینهها به همراه داشت. بر اساس اعلام عوامل پروژه، عملیات مکانیکی با حدود ۳۰ درصد هزینه برآوردشده توسط پیمانکار فرعی انجام شد.
هادی با اشاره به این دستاورد میگوید: اجرای این پروژه علاوهبر آثار مثبت زیستمحیطی، موجب کاهش چشمگیر هزینهها و حذف هزینههای پیمانکار شد و کارکنان مدیریتهای کوره بلند، نت مکانیک، نت راه و ساختمان و ماشینآلات و خودروهای سنگین، در کنار انجام فعالیتهای جاری، این پروژه را با موفقیت به پایان رساندند.
عباس صفری، مهندس ارشد بازرس بالابرها و سازهها در مدیریت نت مکانیک، نیز درباره نقش این مدیریت در اجرای طرح میگوید: «این مدیریت بهعنوان مجری پروژه، مسئولیت اجرای عملیات و تأمین نواقص قطعات و طراحی بخشهایی از پروژه را بر عهده داشت.
۱۰۰ تن متریال در ۱۷ روز
ابعاد عملیاتی پروژه نیز نشاندهنده حجم بالای فعالیتهایی بود که در مدت زمانی کوتاه انجام شد. به گفته صفری، از جمله اقدامات انجامشده، اجرای یک مسیر لوله به قطر سه هزار میلیمتر و طول ۳۲ متر و یک مسیر لوله دیگر به قطر هزار و ۷۰۰ میلیمتر و طول ۳۰ متر بود. در مجموع حدود ۱۰۰ تن متریال در این پروژه دمونتاژ و مونتاژ شد.
اما اجرای پروژه با چالشهای فنی نیز همراه بود. صفری یکی از مهمترین مشکلات را وجود ایرادات و نواقص متعدد در نقشههای تحویلی از سوی مشاور میداند و میگوید: «برخی ابعاد و اندازهها مشخص نشده بود و حتی محل دقیق ستونها و نقاط ابتدا و انتهای برخورد لولهها با داکت ۵ هزار نیز در نقشهها مشخص نبود.
وی بیان میکند: «برای رفع این نواقص، بخشی از طراحیهای اجرایی توسط تیم داخلی انجام شد و حدود ۲۰ شیت نقشه توسط این مدیریت طراحی شد. پس از آن نیز قطعات مورد نیاز در کوتاهترین زمان ممکن ساخته و برای اجرای پروژه آماده شد.
۲۵ متر بالاتر از زمین؛ اجرای پروژه در شرایط دشوار
بخشی از عملیات نیز در شرایطی خاص و در ارتفاع انجام شد. صفری با اشاره به این بخش از پروژه میگوید: بخشی از داکت هزار و ۷۰۰ میلیمتری در ارتفاع حدود ۲۵ متری نصب شد که اجرای آن نیازمند هماهنگی ویژه میان بخشهای مختلف بود.»
وی میافزاید: «یکی از ستونهای طراحیشده حدود ۱۰ تن وزن و ۱۸ متر ارتفاع داشت و ساخت آن میتوانست حدود یک ماه زمان ببرد. با این حال، با شناسایی دو ستون بیاستفاده موجود در کارگاههای کارخانه، این سازهها تغییر طرح داده شدند و پس از انجام اصلاحات لازم، در پروژه مورد استفاده قرار گرفتند.
این استفاده از تجهیزات و ظرفیتهای موجود، علاوهبر جلوگیری از صرف زمان برای ساخت سازه جدید، نمونه دیگری از رویکرد پروژه در استفاده حداکثری از امکانات داخلی بود.
محمود محمدی، فورمن راهبری و تعمیرات ماشینآلات، نیز درباره تجهیزات مورد استفاده در عملیات اجرایی میگوید: «در طول اجرای پروژه بهطور میانگین روزانه سه دستگاه ماشینآلات در اختیار تیم اجرایی قرار داشت و در بعضی روزها این تعداد به چهار دستگاه رسید. یک دستگاه جرثقیل ۱۰۰ تن، دو دستگاه جرثقیل ۵۰ تن، یک دستگاه جرثقیل ۳۰ تن و جرثقیل کفی برای انجام عملیات مورد استفاده قرار گرفت.
سه مدیریت، یک پروژه؛ اجرای همزمان عملیات ساختمانی و مکانیکی
شتاب در اجرای پروژه نیازمند تغییر در روال معمول اجرای عملیات نیز بود. علیرضا اصفهانی، مهندس عمران مناطق عملیاتی، درباره بخش ساختمانی پروژه اظهار میکند: در این طرح حدود ۲۴ مترمکعب خاکبرداری در سه نقطه انجام شد که دو نقطه در زیر لوله اصلی و یک نقطه در زیر لوله شیبدار قرار داشت. حدود شش مترمکعب عملیات تخریب، حدود ۶۰ مورد سوراخکاری و کاشت بولت، حدود سه هزار و ۸۰۰ کیلوگرم آرماتوربندی و حدود ۷۰ مترمربع قالببندی انجام شد.
وی با اشاره به اجرای همزمان عملیات ساختمانی و مکانیکی تصریح میکند: برخلاف روال معمول که عملیات ساختمانی پس از پایان کارهای مکانیکی انجام میشود، در این پروژه بهدلیل ضرورت تسریع در اجرا، سه مدیریت بهصورت همزمان فعالیت کردند.
اصفهانی خاطرنشان میکند: «در شرایطی که تیم نت مکانیک مشغول نصب لولهها بود، عملیات خاکبرداری و فعالیتهای ساختمانی نیز در نقاط دیگر انجام میشد و هماهنگی میان مدیریتها برای پیشگیری از بروز حادثه از اهمیت ویژهای برخوردار بود.
مقصد نهایی؛ کاهش غبار و هوای پاکتر
در نهایت، هدف اصلی تمام این تغییرات فنی و عملیات اجرایی، بهبود شرایط زیستمحیطی و کاهش انتشار آلایندهها بود. محمود علیخانی، فورمن انرژیتیک، با اشاره به آثار اجرای پروژه معتد است: «این پروژه از نظر زیستمحیطی اهمیت زیادی دارد و در آینده نیز تأثیر قابل توجهی بر شرایط محیط کار خواهد داشت.»
وی میافزاید: «عملکرد مناسب سیستم مکش موجب میشود غبار موجود در محوطه بهتر جمعآوری شود. پیش از اجرای پروژه، حجم غبار در این محدوده زیاد بود، اما با اجرای طرح اصلاحی، میزان انتشار و پراکندگی غبار به شکل قابل توجهی کاهش پیدا خواهد کرد.
پروژه اصلاح داکتینگ و آسپراسیون کوره بلند شماره دو ذوبآهن اصفهان، از این منظر تنها یک اصلاح فنی در مسیر انتقال هوا نیست؛ تجربهای است که نشان میدهد در پروژههای تخصصی صنعتی، اتکا به دانش و توان نیروهای داخلی میتواند همزمان چند هدف را محقق کند؛ از تکمیل پروژهای نیمهتمام و کاهش وابستگی به پیمانکار گرفته تا صرفهجویی در هزینهها، کوتاه شدن زمان اجرا و برداشتن گامی مؤثر برای کنترل آلایندگی و بهبود شرایط محیط کار.
اجرای این پروژه با همکاری چند مدیریت، استفاده از ظرفیتهای موجود در کارخانه و تکمیل عملیات بدون حادثه، بار دیگر این ظرفیت را پیش روی صنعت کشور قرار میدهد که حل مسائل پیچیده فنی و زیستمحیطی، بیش از هر چیز نیازمند شناخت و فعالسازی توانمندیهایی است که در دل خود صنعت وجود دارد؛ ظرفیتی که در این پروژه، از غبار یک چالش صنعتی، تجربهای از صرفهجویی، همکاری و توان ایرانی ساخت.
